وقتی کرونا مضحکه‌ی مناسک را عریان می‌کند

مصطفی محب‌کیا

🔴 از زمان بروز همه گیری کرونا سبک سیاق معمول بشر دچار چالش شده و بسیاری را مجبور به ترک عادت های عادی و همه روزه نموده است. از این عادت ها مناسک دینی هم هست. با نزدیک شدن به ایام محرم و صفر به رغم جدی بودن خطرات این بیماری همه گیر، عده ای از جمله برخی مراجع دینی و مداحان رسمی و رییس دولت بر برگزاری مراسمات عزاداری تاکید میکنند. اینکه ضرورت برگزاری این مراسم در کجا نهفته هست و چرا باید به آن اصرار کرد به چالش جدی جامعه بدل شده است.در این نوشتار برآنیم با نگاه به مناسک دینی از منظر امر نمادین به وجهی از این چالش بپردازیم.

🔴 هنگامی که معنایی خلق می شود یا حتی وقتی معنایی کشف می شود، ذهن از اینجا که هست، پرمی‌کشد و به سودای آن معنا پرواز می کند. ذهن با تمام توان می خواهد آن معنا را لباس واقعیت بپوشاند و تسخیر کند. میخواهد آن معنا به واقعیت به‌پیوندد و به چنگ درآید. ذهن، میل به معنا دارد. اما معنای خلق شده یا کشف شده آنی نیست که به چنگ آید، آنقدر حقیر نیست که در قالب تنگ "ماده" و "اکنون" بگنجد. اصلا آن معنا از همان زمان که خلق و کشف شده، آمده بود که اکنون را و اینجا را به چالش بکشد و انکارش بکند. از طرف دیگر "اکنون" و"ماده‌ی‌کنونی" واقعیت‌های انکارناپذیرند که دربودن خود اصرار می ورزند. "معنا" به شدن فرامی‌خواند و آنها دربودن سرسختی می‌کنند.

🔴 رنج انسان دقیقا از همین جا آغاز می‌شود که خود را از یک طرف در تعینی مادی از اکنون می یابد و از طرف دیگر ذهنی دارد که خالق وکاشف معناست. ذهنی که رویا پردازست و از اکنون فراتر می‌رود. این رنج کمی نیست. همانست که تاریخ بشر را ساخته است.

🔴 فاصله میان معنای خلق یا کشف شده با اکنون و اینجا فاصله بعیدی است که باید پر شود، باید طی شود. اما چگونه؟ چگونه می توان از این فاصله عبور کرد؟ از یک طرف معنایی هست که در ظرف اکنون نمی‌گنجد، و از طرف دیگر اکنونی موجود است که گنجایش آن معنا را ندارد. چیست که می شود سقف اکنون را بشکافد و بر افق معنای تازه راه بگشاید؟ بضاعت ما در محدودیت و تنگنای اکنون چیست که بتوان به فراتر از اکنون راه گشود؟ اینجاست که نماد و نشانه و سمبل اهمیت پیدا می کند. امر نمادین همان می‌شود که می‌خواهد این فاصله را پرکند. نمادها از جنس همین ماده اکنونی اند که در اینجا یافت می شوند، اما نشان از معنایی دارند که اکنون نیست. نمادها معبر عبورند و راهنمای مسیر؛ عبور از بودن اکنونی به شدن آنچه باید باشد اما نیست.

🔴 قلمرو نشانه‌ها و جهان نمادین یک قلمرو وسیع و جهانی فراخ است که از حروف و کلمات و اصوات و اشاره ها تا مناسک و آیین ها و ادیان را دربر می‌گیرند. اما شاید ملموس ترین بخش از جهان نمادین، ساختار زبانی باشد. در زبانشناسی"کنایه" یک فرایند زبانی است که به واسطه آن برای بیان یک مفهوم از واژه هایی استفاده می‌شود که خود بر مفهومی ثانوی دلالت دارد، یا استفاده از لفظی است که به جای معنای اصلی، معنایی نزدیک به آن داشته باشد.

🔴 ژاک لکان به خوبی به جایگاه نماد و نشانه در قلمروهای خودآگاهی و ناخودآگاهی روان و ارتباط بین این دو اشاره کرده است. درنظام لکانی، هر نشانه از سه عنصر دال و مدلول ومرجع تشکیل شده است. دال در قلمرو جهان نمادین تجلی می یابد و علامتی است که حامل معنا ست، اما مدلول در قلمرو جهان خیالی پدیدار شده و عنصری است که دال به آن ارجاع میشود و سرانجام مرجع، در جهان واقعی تعین یافته و به شکل عینی آشکار می شود.

🔴 لکان معتقد بود ضمیر ناخودآگاه نیز همانند زبان دارای ساختاری است که از روابط استعاری‌ و کنایی استفاده می‌کند. شاید بتوان از این گزاره‌ی لکان وام گرفت و آن را به روان ناخودآگاه جمعی بسط داد. از قبایل دوردست تاریخ بشری تا جماعت ها و ملت های کنونی انسان معاصر همواره معناهایی مشترک به مثابه حدیث آرزومندی و تمنای جمعی اقوام وجود داشته که آنها را به خود فرامی‌خوانده است. معناهایی که جهت و حرکت یک قوم یا یک ملت را مشخص می‌کرده. چنان‌که آنها از بودنِ موجود به شدنِ مطلوب فرامی‌خوانده است. روان جمعی برای اینکه این حدیث آرزومندی قوم طی نسل ها به فراموشی سپرده نشود دست به کار برساخت نمادها و سمبل هایی می‌شود تا آنها را در مناسک و آیین های قوم جای‌گذاری کند. از این منظر ادیان و مذاهب مختلف حاوی مناسک و آیین‌های نمادین و رمزگونه‌ای هستند که به معنای غایی و مطلوب آنها اشاره دارند و هدایت می‌کنند.



#فرهیختگان ندای آگاهی

Comments

Be the first to add a comment