✳️ سیر تکامل حکمرانی شرکتی در جهان ✅ شرکت ها بخش عظیمی از فعالیتهای اقتصادی را بر عهده دارند و یکی از بزرگترین گروه های کارفرمایی و منبع بسیاری از نوآوری ها هستند. سهم بزرگی از دارایی های بشریت در شرکت ها ظهور و نمود پیدا کرده است. ایده ای که در پشت حکمرانی شرکت ها قرار دارد، یکی از نبوغ آمیزترین ابداعات بشر است. 🟢نخستین آثار شکلگیری شرکت ها به قانون حَمورابی در دو هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد که مبنای تاریخی برای تعهدات و همچنین تعهدات تجارتی به شمار میرود. در کتیبه های بابل نیز نوعی قرارداد شرکت رؤیت شده است که براساس آن، یک سرمایه دار مقداری وجه به تاجری پرداخت می کرده تا با آن تجارت کند. آنان بدون شناخت شخصیت حقوقی، از روش هایی پیروی می کردند که به شخصیت حقوقی امروزی شرکت ها بسیار شبیه است. در قرن پانزدهم تصور وجود شرکت سهامی شکل گرفت. اروپاییان برای افزودن به جمع سرمایه گذاران بالقوه و کاهش زیان هایی که متحمل می شدند، به تشکیل شرکتهای سهامی روی آوردند. نخستین شرکت سهامی در سال ۱۵۰۰ میلادی برای تأسیس بانک سنژرژ (Georges) تشکیل شد. شرکت سهامی، سرمایه لازم را از شمار زیادی از سرمایه گذاران جمع می کرد که هر کدام سهم کوچکی از سرمایه خود را به خطر می انداختند. بدین ترتیب، زیان ها کاهش می یافت، اما برای سود محدودیتی وجود نداشت. کلیه بنگاههای اقتصادی زمان قدیم تا اواخر قرن شانزدهم جنبه شخصی داشتند و مسئولیت افراد در برابر تعهدات شرکت، به اموال شرکت محدود نمیشد و صاحبان کسبوکارها درقبال طلبکاران، بدون هیچ محدودیتی، مسئولیت کامل داشتند. 🟡 در قرن هفدهم، چارچوب اداره واحدهای تجاری و نحوه تعامل آنها با ذینفعان توسعه یافت و شرکتها در بستر قوانین، شخصیت حقوقی پیدا کردند و امکان مالکیت برای شرکتها فراهم شد. با ایجاد شخصیت حقوقی و افزایش حمایت از حقوق فردی، بالاخص حق مالکیت خصوصی، سرمایه گذاران با رغبت بیشتری در شرکتهای سهامی سرمایه گذاری می کردند؛ بدین ترتیب فروش سهام شرکتهای سهامی به طور فزاینده ای افزایش پیدا کرد. در نتیجه خرید و فروش سهام شرکت ها به تأسیس بازار سهام در مهمترین شهرهای اروپایی انجامید که در آنها سهام شرکت ها معامله می شد. در قرن هجدهم، بسیاری از موفقیت های اقتصادی و تجاری و حتی فتوحات سیاسی بر پایه شرکتهای سهامی خصوصی فعال در بازارهای بورس استوار شده بود. کمپانی هند شرقی یک نمونه از شرکتهای سهامی عام است که نزدیک دو قرن یکی از ارکان قدرت سرمایه داری بود. شبه قاره هند را هم ارتش مزدور کمپانی هند شرقی تسخیر کرد (نه دولت بریتانیا) این شرکت نیروی نظامی بالغ بر ۳۵۰ هزار سرباز در هندوستان مستقر کرد که بیش از کل نیروهای مسلح پادشاهی بریتانیا بود. همانطور که ساختار شرکت ها تکامل پیدا می کرد، تمایل فعالان اقتصادی به ایجاد شرکت و پیگیری آیین ها و مناسک آن دوران در ثبت قضایی شرکت، بهخصوص شرکت های با مسئولیت محدود افزایش می یافت. چنین شرکت هایی از نظر حقوقی، مستقل از افرادی بود که آنها را تأسیس می کردند یا در آنها سرمایه گذاری می کردند یا اداره شان را برعهده داشتند. در اوایل قرن نوزدهم، به علت کثرت افراد و عدم آگاهی عموم سهامداران، مجامع شرکتها نمایندگانی (بهمثابه وکیل مالکان) برای اداره امور شرکت انتخاب میکردند. بدین ترتیب نقش هیأت مدیره در ساختار حکمرانی شرکتی پررنگ شد و علاوه بر شرکتهای سهامی، به ساختار طیف وسیعی از شرکتها، سازمان ها، مؤسسات، انجمن ها، بنیادها، کانونها و سندیکاها گسترش یافت. در اواخر قرن بیستم، بر مبنای موضوع تفکیک مالکیت از مدیریت، نگرش جدیدی به هزینه های تعارض منافع میان مالکان و مدیران مطرح شد. در سال ۱۹۸۹ ایشن هارت «نظریه نمایندگی» را به حوزه ساختار و مدیریت عملکرد شرکت ها بسط داد. این نظریه درخصوص رفتار سازمانی و نحوه راهبری شرکت ها، به روابط بین مدیران و سهامداران و نقش هیأت مدیره در همسو کردن تعارضات بالقوه میان آنها می پرداخت که پس از آن، تحت عنوان نظریههای حاکمیت شرکتی توسعه پیدا کرد. نظریه های حاکمیت شرکتی به چگونگی هدایت و کنترل شرکت و تبیین نقش هیأت مدیره، مدیران اجرایی و سایر ذینفعان، و بهبود روابط و تعاملات میان آنها میپردازند.طی فرایند شکلگیری ساختار حکمرانی شرکتی با توجه به ملاحظات کنترلی، نظارتی، استراتژی و مسائل اقتصادی-مالی و قانونی دو ساختار کلی بر شرکتها و سازمان ها حاکم شد. در اغلب کشورهای اتحادیه اروپا، هیأت مدیره دولایه ای رواج یافت که در هیأت عالی تر یا هیأت ناظر، سیاستگذاری ها و تصمیمات کلان اتخاذ می شود و هیأت پایین تر به فعالیت های اجرایی می پردازد.اما در برخی از کشورهای آنگلوساکسون، هیأت مدیره تک لایه ای متداول شد؛ به عبارتی شرکت یا سازمان تحت راهبری یک هیأت مدیره قرار دارد./ بازنشراز:گاهنامه مدیر