بهرام شتر مشیری، از زبان خود او
- زاده گلپایگان در ۱۳۲۶ فراری خورشیدی (۲۵۰۶ شاهنشاهی)
- پدر من مالک (ارباب / خان) بود.
- به مکتب میرفتم؛ تا اینکه مدرسه مدرن به آنجا آمد؛ در واقع پدرم به آنجا آورد.
[ !!! - آره، سلاطین قاجار و خانهای قجری مانند پدر و پدربزرگ تو، ۱۳۰سال دست روی دست گذاشته بودند تا پهلوی از راه رسید، و یهو یادشون افتاد دبستان و دبیرستان بیارن برای مردم روستا بهجای مکتبخانه؟!! ]
- در کودکی یکروز از خواب بیدار شدم دیدم مادرم گریه میکرد؛ پرسیدم گفتند دکتر حسین فاطمی دستگیر شده
[مادر خانزاده بهرام شتر امیدوار بوده به پیروزی حسین فاطمی (شیاد و جاسوس انگلیس در همکاری با جاسوس دیگری به نام بهرام شاهرخ ¹ که با فحاشی رکیک و بیحرمتی به خاندان پهلوی، آشکارا دنبال براندازی شاهنشاهی و راهاندازی جمهوری در ایران بود که حتی مصدقالسلطنه هم او را گردن نگرفت.]
- در ۱۹ سالگی به دانشکده افسری رفتم و فضا را مناسب خودم نمیدیدم.
[ فضایی که یک خانزاده و بچهارباب، ننگ میدونه از فرمانده خودش دستور بگیره؟ ]
¹
بررسی اسناد خانه ٔ سدان و جاسوسی حسین فاطمی، معاون مصدقالسلطنه، آن دزد مسیحی/بهایی! و دکتر جعلی