▪️حرکت و مکث؛ عادت و غافلگیری. جستاری از تجربه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر به بهانه‌ی نمایشگاهِ «پیکاسو در تهران»

🖋 یاسمن غلامی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه تهران

موزه‌ی هنرهای معاصر بارها توسط بسیاری تحلیل شده است؛ اما تحلیلی فرمی و فضایی. چینش گالری‌ها به دور یک حیاط، کاربرد رمپ و کاهش تدریجی تراز ارتفاعی گالری‌ها نسبت به یکدیگر، فرم‌های نورگیر برگرفته از بادگیرها و… . تحلیل‌های تکراری؛ بازتابی از نگاه غالبی که به «معماری» داریم: توجه به و ستایش فرم. نگاهی که گویی با دید پرنده اثر را خوانش می‌کند و سپس پلان را مقابل خود می‌گذارد و تحلیلش از اثر را شکل می‌دهد. اما معتقدم که این موزه فراتر از فرم و چیدمان فضایی، ارزشی درونی دارد. که اگر فردی را که تاکنون این موزه را ندیده و اطلاعی از آن ندارد، چشم‌بسته به داخل موزه ببرید، چشمانش را باز کنید و از او بخواهید موزه را قدم بزند، این ارزش را درک می‌کند. بی‌آنکه نیازی باشد از معماری موزه به او توضیحی بدهید. معتقدم که این فرد با بدن خود و با قدم‌هایش، ویژگی‌های منحصربه‌فرد موزه را درک می‌کند، لذت می‌برد و ابدا نیازی ندارد که راجع به فرم و معماری موزه بداند و از دریچه‌ی تحلیل‌های تکراری، این بنا را ارزشمند بداند.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/yg05-05-03
https://koubeh.com/yg05-05-03

@Koubeh

Comments

Be the first to add a comment