✳️ سقوط آزاد یک امپراتوری: از جنگ داخلی تا فروپاشی اقتصادی!
✍ محمدرضا یوسفی/اقتصاددان و مدرس حوزه علميه
✅ تاریخ، چراغ راه آینده است. امیرالمومنین(ع) در نامهای به فرزندش امام مجتبی(ع) میفرماید: « در احوال گذشتگان تامل کن که کارشان از کجا شروع و به کجا ختم شد.» سپس میافزاید: «من خود در احوال گذشتگان اندیشیدم و آنچنان بر رخدادهایشان مسلط شدم که گویی یکی از آنان بوده و از سرگذشت آنان برای امروز درس گرفتم.»
🔹 یکی از تجارب تاریخی قابلتامل، تجربه حکومت مأمون عباسی است. هارون الرشید، پسرش امین را جانشین مستقیم خود و مأمون را جانشین امین قرار داد. اما امین، مأمون را از جانشینی عزل و فرزند خود را به جای او منصوب کرد. این تصمیم، موجب چهار سال جنگ داخلی میان دو برادر شد. در نهایت، در سال ۱۹۸ هجری قمری، امین کشته شد و مأمون که در آن زمان در مرو اقامت داشت، قدرت را به دست گرفت.
🔹 جنگهای چهارساله، اثرات مخربی بر ثبات سیاسی و اقتصادی جامعه گذاشته بود. شورشهای متعدد، فقر، گرانی و رکود، فشار اقتصادی شدیدی به مردم وارد کرده بود. بر اساس گزارشهای تاریخی، از یک سو جنگ موجب تخریب زمینهای کشاورزی و اختلال در تجارت شد و از سوی دیگر، دولت با کسری بودجه عظیمی مواجه شد. برای جبران این کسری، مالیاتهای سنگینی بر کشاورزان که مهمترین بخش مولد اقتصاد آن روز بودند، وضع شد. این در حالی بود که اشراف و درباریان از معافیتها و تبعیضهای مالیاتی سود میبردند.
به گفته «قدامه بن جعفر» که خود از کارگزاران حکومتی بود، نظام مالیاتی، ظالمانه عمل میکرد. فساد عمال مالیاتی از جمله مشکلات اصلی بود. والیان و مأموران مالیاتی برای وصول هرچه بیشتر مالیات، از هیچ ستمی دریغ نمیکردند. هر منطقه موظف بود مقدار معینی (سهمیه) مالیات اخذ و به خزانه مرکزی تحویل دهد. این سیستم، کارگزاران را تشویق میکرد تا برای رسیدن به این حدنصاب، انواع ستمها را بر مردم اعمال کنند؛ تا آنجا که طبری گزارش میدهد که در برخی موارد، کشاورزان را به دلیل عدم توانایی در پرداخت مالیات، شکنجه میکردند.
🔹 همزمان با فشار بر مردم برای تامین بودجه دولت، هزینههای سرسامآور دربار که ناشی از فساد گسترده بود، کنترل نمیشد و این امر نیز کسری بودجه را تشدید میکرد. خلیفه، خاندان عباسی، وزیران و فرماندهان نظامی، از ثروتی افسانهای برخوردار بودند. منابع تاریخی مانند «مروج الذهب» اثر مسعودی، به تجملگرایی بیحدوحصر دربار مأمون اشاره میکنند. برای مثال، جشن عروسی مجلل مأمون با «بوران» دختر حسن بن سهل که در آن از تاجهای جواهرنشان و ظروف طلا استفاده شد، نمونهای آشکار از ثروت بیکران این طبقه است.
🔹 یکی دیگر از اقدامات مأمون برای تامین کسری بودجه، ضرب سکههای تقلبی مسی با روکش نقره بود. این سیاست پولی مخرب، موجب کاهش ارزش پول، افزایش شدید قیمتها و فشار بیشتر بر اقشار ضعیف جامعه شد. یعقوبی، مورخ نامدار، ضرب این سکههای بیپشتوانه را عامل اصلی گرانی و نابسامانی اقتصادی میداند.
🔹 کشاورزان که مهمترین بخش مولد اقتصاد بودند، تحت فشارهای یادشده مجبور به ترک زمینهای خود شدند و به حاشیه شهرها کوچ کردند. برخی به عنوان کارگر روزمزد، روزگار را به سختی میگذراندند، اما فرصتهای شغلی در شهرها بسیار محدود بود. از آنجا که منبع درآمدی وجود نداشت، تنگدستی، بسیاری را به سمت گدایی و دزدی سوق داد. دزدی از مغازهها چنان شایع شده بود که طبری از آن با نام «غارت» یاد میکند.
به گزارش طبری و ابن اثیر، مردم گاه برای زنده ماندن مجبور به خوردن گوشت مردار میشدند و حتی در مواردی، برای نجات از گرسنگی، فرزندان خود را میفروختند.
🔹 از نظر علمی، پیوند مستحکمی میان فشار اقتصادی و افول ارزشهای اخلاقی و شیوع آسیبهای اجتماعی وجود دارد. هرچند آمار دقیقی از آن دوران در دست نیست، اما مطالعات تجربی در جهان و ایران، این رابطه را به وضوح نشان میدهند.
🔹 بر اساس گزارشهای مرکز آمار ایران، در دهه ۹۰ خورشیدی که نرخ فقر در کشور روندی صعودی داشت، آمار برخی ناهنجاریهای اجتماعی به شکل قابلتوجهی افزایش یافت: نزاعهای فردی ۹۹ درصد، سرقت از اماکن خصوصی بیش از ۷۰۰ درصد، کودکآزاری ۱۰۰ درصد و خودکشی ۴۵ درصد رشد کرد. همچنین، رئیس پلیس آگاهی تهران در سال ۱۳۹۹ اعلام کرد که بیش از ۵۰ درصد مرتکبین جرائم، برای اولین بار دست به جرم زدهاند؛ و این یعنی فشار معیشتی، افرادی را که پیشینه جرم نداشتند، به ورطه جرم کشانده بود.
🔹 بنابراین، به تعبیر امیرالمومنین(ع)، قانونمندیهای حاکم بر جوامع، همواره یکسان عمل میکنند. کسری بودجه شدید، حیف و میل اموال عمومی، بیثباتی سیاسی، سیاستهای پولی و مالی نادرست، در هر زمان و مکان که رخ دهد، نتیجهای یکسان دارد: فشار اقتصادی بر مردم، گسترش نارضایتی عمومی و بروز اعتراضات در هر زمان و مکان.