👑چرا به تقبیح حامیان حمله به ایران می‌پردازید در حالیکه بنیانگذار جمهوری اسلامی خود اشغال ایران توسط متفقین را تأیید کرده است. آیا این ادعا صحیح است؟

#محسن_برهانی

تعبیر ایشان این است:
«من یادم است این را. شاید خیلی شما یادتان است، این‌ها هم خیلی‌هایتان یادتان است که وقتی این متفقین از اطراف ریختند به ایران، و زمان رضاخان ریختند به ایران، و آن مردم آن قدر خوف داشتند از اینها که آیا چه خواهند کرد، لکن خوشحال بودند از اینکه رضاخان را بردند. یکی از برکات این هجوم را با اینکه همۀ اشکالات را مردم در نظرشان این بود که چه خواهد شد و چه خواهند کرد، لکن این معنا مثل اینکه یک هدیه‌ای بود آسمانی برای اینها رسیده بود که رضاخان رفت.»
(صحیفه امام، جلد ۱۳، صفحه۳۸۱)

این عبارت به هیچ عنوان هیچگونه دلالتی بر این ندارد که ایشان اشغال را تأیید یا با آن همراهی داشته‌اند. ایشان در این جملات در خصوص برداشت مردم از اشغال کشور توسط متفقین سخن می‌گویند. به عبارت دیگر این جملات «رویکرد توصیفی» دارند و نه «رویکرد هنجاری»؛ توصیف می‌کنند که ایرانیان در شهریور ۱۳۲۰ چه حس و حالی از ورود متفقین داشتند. ایشان در این عبارت نه حمله و اشغال را تأیید می‌کند و نه حتی در مورد خوشحالی شخصی خود - که امری درونی است - سخن به میان می‌آورد.

حال این موضع را مقایسه کنید با مواضع رضا پهلوی:

۱. قبل از تجاوز، بیگانه را به حمله تحریک و تشویق کرد
۲. بعد از حمله و کشتار به تأیید آن پرداخت
۳. با کمال تأسف و پس از سی روز کشتار و‌ ویرانی، از متجاوزان تشکر کرد و برای آنها آرزوی موفقیت نمود.

ای کاش سرسوزن به پدرش شبیه بود؛ پدری که در مواضع مختلف از درد اشغال کشور در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم سخن به میان می‌آورد و از غم و رنج و تحقیر ملی می‌گفت: «آن اِشغال‌ها، دویی است که سه نخواهد شد؛ یعنی با وجود ما(شاه) سه نخواهد شد مگر آنکه اِشغالگران از روی نعش ما بگذرند!» اما فرزند او کاسه گدایی در دست گرفته و از متجاوز به خاطر کشتار و‌ ویرانی، تشکر می‌کند. شاید بزرگترین شانس محمدرضاشاه آن است که مُرد و چنین بی‌آبرویی از سوی فرزند ارشدش را ندید!

طرفه آنکه سالیان مدید آقای رضا پهلوی و طرفدارانش، آیت‌الله خمینی و انقلابیون ۵۷ را به «ایران‌ستیزی» متهم و خود را «وطن‌دوست» و «ایران‌پرست» معرفی می‌کردند؛ ادعایی که در جنگ رمضان رنگ باخت. سلطنت‌طلبان خوش‌نام و پرتجربه‌ای چون مرحومان داریوش همایون و اردشیر زاهدی توانستند بین «وطن» و «حکومت» تفکیک قائل شوند و اهمّ را بر مهم ترجیح دهند، اما رضا پهلوی و طرفدارانش نتوانستند و هم ننگ «وطن‌فروشی» را به جان خریدند و هم آبروی سلطنت‌طلبی را بردند

🤴Ellinne

Comments

Be the first to add a comment