روایت ناهید شیرپیشه از روز آخر زندگی فرزندش؛ پویا بختیاری
«ناهید شیرپیشه» - مادر پویا بختیاری - در گفتگویی با «کمپین بینالمللی حقوق بشر» از روزی که با پویا به خیابانهای کرج رفت و جسد بیجان فرزندش را دید، چنین میگوید: «پسر من خسته و گرسنه از کار روزانه به منزل رسید و بدون اینکه خستگی در کند به من اطلاع داد که بیرون شلوغ است. خیلی خوشحال و خندان این خبر را به من داد و من به عنوان مادر پویا که هم آرمان با پسرم هستم خوشحال شدم. پویا گفت شما هم میآیید با هم برویم.
لباس گرم پوشیدم،دست پسرم را در دستم حلقه زدم و باهم ازمنزل خارج شدیم. گفتم به شرطی که دستمان را ازهم جدا نکنیم...توی شلوغی پویا از من جدا شد و آنجا بود که پویا را تقریبا گم کردم...من رفتم پیش خواهر پویا و با هم در اعتراضات بودیم و من با صدای بلند و رسا شعار میدادم بر ضد نظام استبدادی و زورگو و خیانت پیشه جمهوری اسلامی...من سرهایی دیدم که باندپیچی شده بود, پاهایی را دیدم که تیر خورده بود و فکر میکردم تیر مشقی است و باعث کشته شدن نمیشود اما گلولهها واقعی بود و سر پسر من را هدف گرفتند و عامدانه او را کشتند».
bit.ly/341VndG@Tavaana_TavaanaTech