خودمراقبت‌گری، سبک شخصیتی افسرده و خودآزاری اخلاقی
(ترجمه از علی فیضی)

❇️جاناتان شدلر (در توئیتر):
خود مراقبت‌گری مفهومی تحت سلطۀ احساس گناه است.
دیگران تفریح و بازی می‌کنند و استراحت می‌کنند. خود مراقبت‌گری این اقدامات را به عنوان فعالیت‌هایی چارچوب‌بندی می‌کند که به لحاظ اخلاقی مجبوریم در فهرست کارهای خود قرار بدهیم.
جای شگفتی نیست که در حرفه‌های یاری‌رسانِ سرشار از احساس گناه، این مفهوم پر طرفدار است.
❓سوال یکی از مخاطبان:
چرا فکر می‌کنید حرفه‌های یاری‌رسان سرشار از احساس گناه‌اند؟
❇️ پاسخ شدلر:
بسیاری از افراد که به سوی حرفۀ روان‌درمانی جذب می‌شوند کودکانی بوده‌اند که مجبور به والد بودن شده‌اند (مثلاً به بهای فروگذاشتن نیازهای هیجانی خود به ارضای نیازهای هیجانی والدین‌شان پرداخته‌اند)؛ و به این نتیجه رسیده‌اند که نیازهای خود را نامشروع و بد و دلیلی برای احساس گناه ببینند.
این الگو در زندگی‌ حرفه‌ای ایشان به عنوان روان‌درمانگر ادامه می‌یابد و
چنین فرایندی منجر به نوع خاصی از سبک شخصیت افسرده می‌شود که در میان روان‌درمانگران شیوع دارد (این مدعا مبتنی بر یافته‌های پژوهشی است). چنین شخصیتی حول و حوش خود محروم‌سازی، خود سرزنش‌گری و احساس گناه سازمان می‌یابد.
وقتی خودشیفتگی هم با چنان چیزی مخلوط شود این سبک شخصیتی به تدریج تبدیل به خود آزاری اخلاقی می‌شود: این حکم که فرد به اندازه‌ای که خودانکارگری و خودمحرو‌م‌سازی می‌کند خردمندی یا برتری اخلاقی دارد. این رواندرمانگران همان‌هایی‌اند که فضیلت اخلاقی خود را به نمایش می‌گذارند و به طور مداوم در پی نظارت بر رفتار دیگران‌اند.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy

Comments

Be the first to add a comment