📚چرا رمان «ایرانشهر» شهسواری از جلد ششم دیگر مجوز نگرفت.#محمدحسن_شهسواری:
هفتهای نیست که خوانندگان «ایرانشهر» به شکلهایی مختلف از من نپرسند «پس چی شد ادامهاش». یکییکی پاسخ میدهم الان در حال نگارش اواخر جلد ۱۰ هستم. و البته که از جلد ششم جلوی انتشارش گرفته شده؛ جلد ششمی که دیماه ۱۳۹۹ تمام شده. میپرسند چرا و میگویم «گفتنِ واقعیت»، و دیگر ادامه نمیدهم. اما حالا میخواهم کمی توضیح بدهم.
طبق اسنادی که من جمعآوری کردهام، در مقاومت ۳۴روزهی خرمشهر، جز نیروهای مردمی، این نیروهای رسمی و آموزشدیده شرکت داشتند:
🤩۸۳۰ افسر، درجهدار و سرباز پادگان دژ
🤩۶۰۰ تکاور نیروی دریایی
🤩۲۰۰ دانشجوی دانشکدهی افسری
🤩۲۰۰ نفر از نیروهای ژاندارمری
🤩۱۰۰ نفر از نیروهای فنی هوانیروز اصفهان
🤩۳۷ نفر از نیروهای سپاه خرمشهر و تقریباً همین تعداد نیروهای ذخیره
🤩نهایت ۴۰ نفر از سپاه آغاجری و بروجرد
"دوستان" میگویند چرا نقش ارتش بزرگنمایی شده؟ چرا نیروهای مدافع شهر انگیزههای ملیشان بیشتر از انگیزههای مذهبیشان است؟
من البته خاک پای همهی بچههایی هستم که بهخاطر هر اعتقادی پای ایران ایستادند. خاک پای محمد جهانآرا و بچههایش. ناخدا صمدی و تکاورانش. سرگرد کبریایی و همهی بچههای پرافتخار پادگان دژ که این تلفات آنان در آن ۳۴ روز است:
🪖۲۸۵ شهید (۷۸ افسر و درجهدار و ۲۰۷ سرباز وظیفه)
🪖۱۲۰ افسر و درجهدار و سرباز مفقودالاثر
🪖۳۲۱ افسر، درجهدار و سرباز مجروح
یعنی تنها و تنها ۱۲ درصد از این بچههای بیهمتا سالم ماندندو دستآخر، اشاره به واقعهای که ندیدم بهجز سروان تکاور جعفر ایازی کسی به آن اشاره کرده باشد:
همان روزهای اول مقاومت، سروان بهمنی، رئیس راهنمایی و رانندگی خرمشهر که خودش و همهی ۱۰ نیروی تحت امر او در سهراهی ورودی شهر مستقر شده بودند، با کمک چهار آرپیجیزن پادگان دژ، ۱۷ ساعت جلوی یک واحد زرهی عراقی ایستادند و جز دو نفرشان بقیه شهید شدند.
با اینکه بیش از ۱۰ سال است دارم رمان «ایرانشهر» را مینویسم، اما از صمیم قلب میگویم در حال حاضر فقط و فقط تمام شدنش برایم مهم است، که بیش از یکسومش مانده، و نه انتشارش.
پس اگر از دوستداران «
ایرانشهر» هستید و اعتقاد دارید، خون این بچهها را در پیشگاه پروردگارشان واسطه قرار دهید تا به من عمر و توانِ ادامه دهد. و اگر هم ندارید، به قول امروزیها «انرژی مثبت» بفرستید.
اینستاگرام محمدحسن شهسواری🇮🇷Ellinne