داستایفسکی تو رُمان ابله اینو دقیق و قشنگ توصیف می‌کنه از زبان پرینس میشکین و نتیجه میگیره که اعدام هرگز مجازاتی حتی معادل قتل نیست، چون شخصی که به قتل میرسه تا آخرین لحظه نمیدونه که قراره بمیره ولی شخصی که اعدام میشه از مدتها قبل مغزش با اون لحظه درگیره!

یادمه مادر یکی از جاویدنامها گفته بود چه خوب شد بچم رو کشتن و زندانیش نکردن. من هزاربار مردم این جمله رو خوندم.

از وقتی که خوندم یکی‌ از بچه‌های اصفهان قبل از رسیدن به چوبه‌ی دار، از شدت ترس سکته کرده و جون داده، بیشتر از خود اعدام، به ترس قبل از اعدام فکر می‌کنم.
به اون چند دقیقه‌ای که مغزِش، با تمام توان برای زنده موندن تقلا می‌کرده، اما خودش می‌دونسته که دیگه هیچ راه نجاتی وجود نداره.
به عنوان یک روان‌شناس ادعا می‌کنم، روان هیچ انسانی برای چنین لحظه‌ای ساخته نشده.
این شدیدترین نوع ترسه، ترس از مرگی که لحظه‌ش رو می‌دونی، ثانیه‌هاش رو می‌شمری و هیچ کاری از دستت برنمیاد.
و من از صبح، این فکر امونم رو بریده که علیرضا، توی اون لحظات چه وحشتی رو تجربه کرده…

@flith

Comments

Be the first to add a comment