▪️رسیدن به مقام «نه‌ گفتن»

▪️ ست‌گادین | جمعه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲


«بله»، کلمه‌ای جادویی است. امکان‌ها و حرکت‌های رو به جلو را به ارمغان می‌آورد.

اما بدون گفتن «نه» تقریبا غیرممکن است «بله» وجود داشته باشد و «نه‌ گفتن» می‌تواند به همان‌اندازه ترسناک باشد.

۱- نوعی «نه‌ گفتن» عبارت است از « من نمی‌توانم این کار را بکنم.». نه گفتنی که دلالت بر امتناع از سقوط، دوری از هیاهوهای خودخواهانه، اجتناب از غرایز یا رویگرداندن از راه‌های میان‌بری دارد که عزت، کرامت و امکان را از دیگران سلب می‌کند. این «نه» است که استانداردهای ما را ایجاد می‌کند.

۲- نوع دوم «نه گفتن» از این قرار است: « من باید یک فرد خاص معنادار باشم، نه یک آدم کلی سرگردان». منظور Zig از گفتن عبارت فوق این بود که شهامت تمرکز و تخصص، زمانی مفید است که ما خودمان را درگیر هدفی مهم کنیم، نه اینکه صرفاً کسی را که در حال حاضر درست روبرویمان نشسته است راضی کنیم.

وقتی به کسی که دوستش داریم یک «نه» سخاوتمندانه می‌گوییم، به کار خود و نقش دوست‌مان در آن کار احترام می‌گذاریم. یعنی برای ما مهم است که بینشی به دیگران در مورد تغییری که می‌خواهیم ایجاد کنیم ارائه دهیم و همزمان که به توانایی‌هایمان می‌نازیم، در اعتراف به کارهایی که نمی‌توانیم انجام دهیم صادق باشیم.

رسیدن به مقام «نه گفتن» نیازمند آن است که به ایجاد تفاوت اهمیت دهیم و شجاعت کافی برای گفتن حقیقت را داشته باشیم.

.

Comments

Be the first to add a comment