😃 آیا هدف پیامبر در واقعه‌ی غدیر خم، وصیت سیاسی و تعیین جانشین بود؟!

بدلایل زیر خیر!😉

هدف پیامبر در واقعه‌ی غدیر، وصیت عادی و تاکید بر دوستی بین او و علی بود!


1⃣ جمله‌ی معروف مورد استناد روحانیت شیعه: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» معنی ساده‌ای دارد؛ هرکه من مولایش هستم، علی هم مولای اوست. مولا در زبان عربی معانی گوناگونی از جمله دوست، سرپرست و ... را دارد، بجز معنی جانشین! اگر قصد پیامبر تعیین جانشین بود، می‌باید بجای «مولا» از کلمه «خلیفه» استفاده می‌کرد.

2⃣ اگر پذیرفته باشیم که پیامبر از طرف خدا برای هدایت بشر به راه راست و خداپرستی، برگزیده شده؛ پس تعیین جانشین برای ادامه‌ی این راه نیز باید از طرف خدا و با اجازه‌ی او باشد نه از طرف پیامبر! در هیچ جای قرآن نمی‌بینیم که خداوند چنین اجازه‌ای به پیامبر داده باشد. نمونه‌ی تاریخی این موضوع نیز «تقاضای موسی از خدا برای اینکه اجازه دهد برادرش هارون دستیار و یاور او باشد» (قصص۳۴)، وجود دارد.

3⃣ غدیر خم در محلی واقع شده که عده‌ی زیادی از مسلمانانی که از مراسم حج برمی‌گشتند، راهشان قبل از رسیدن به آن محل جدا شده و در نتیجه در غدیر خم حضور نداشتند. اگر هدف پیامبر معرفی علی بعنوان جانشین خود بود، می‌بایست این کار را بعد از مراسم حج و در همان مکه انجام می‌داد که تمامی حاجیان از شهرهای مختلف در آنجا حضور داشتند و هریک از آنها می‌توانست این خبر را برای همشهریان خود و مسلمانان تمام شهرها ببرد.

4⃣ اگر منظور پیامبر از مولاه، سرپرستی بوده باشد و باور داشته باشیم که پیامبر هم از تاریخ فوت خود در ۷۰ روز بعد، خبر داشته؛ باز هم از آن جمله فقط می‌شود یک وصیت شخصی و خانوادگی را برداشت کرد که مخاطبان آن، تنها ساکنان مدینه و اطراف مدینه بوده‌اند (با توجه به بند ۳).

5⃣ اما محتمل‌ترین واقعیت، مربوط می‌شود به آخرین دستور غارت پیامبر قبل از حج. پیش از آخرین حج، پیامبر علی را برای غارت، به همراه لشکری به یمن فرستاد. در این غارتگری، علی در مورد تقسیم غنایم و خمس بین لشکریان، زیاده از حد سختگیری کرد بطوری که بسیاری از آنان به علی بدبین شده و شکایت به پیامبر بردند. پیامبر در واقعه‌ی غدیر خم سعی کرد این کدورت‌ها را از بین ببرد.

🔻 اکنون اما، از سویه‌ی علی به قضیه‌ی غدیر نگاه می‌کنیم:

6⃣ در گفتار و کردار علی بعد از واقعه‌ی غدیر و بخصوص پس از وفات پیامبر، هیچ نشانه و ردی از باور علی نسبت به قضیه‌ی جانشینی پیامبر نمی‌بینیم.  بلافاصله پس از درگذشت پیامبر عده‌ای از اصحاب که به انصار و مهاجرین شهرت داشتند، در محل سقیفه بنی ساعده برای تعیین جانشین پیامبر جمع شدند و در نهایت ابوبکر را به عنوان خلیفه انتخاب کردند. علی که در هنگام برپایی این جلسه، به‌همراه تنی چند از صحابه، مشغول کفن و دفن پیامبر بود، تنها واکنشی که به انتخاب ابوبکر داشت این بود: «احتجوا بالشجرة وأضاعوا الثمرة» یعنی حجت آنها شجره (اصل و نسب) بود در حالیکه میوه را فراموش کردند. بعبارت دیگر به اصل انتخاب جانشینی برای پیامبر اعتراض نداشت، بلکه انتظار داشت به علت نزدیکی نَسَبی با پیامبر، او را برمی‌گزیدند.

7⃣ در نامه ششم نهج‌البلاغه، علی در نامه‌ای به معاویه می‌گوید: «ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻣﻦ دﺳﺖ دادﻧﺪ ﺑﺪاﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﺑﻪ اﺑﻮﺑﮑﺮ و ﻋﻤﺮ و ﻋﺜﻤﺎن دﺳﺖ دادﻩ ﺑﻮدﻧﺪ». او از پایمال شدن حقش در انتخاب جانشین پیغمبر سخن نمی‌گوید و نه‌تنها نحوه‌ی برگزیدن سه خلیفه‌ی پیشین را مورد سوال قرار نمی‌دهد بلکه برای برگزیده شدن خود به‌عنوان چهارمین جانشین پیامبر، به نحوه‌ی برگزیده شدن خلفای پیشین استناد می‌کند.

8⃣ در طول دوران خلافتِ ابوبکر، عمر و عثمان، علی به‌عنوان یکی از مشاورین آن‌ها در خدمت‌شان بود؛ بطوری که آخوندها برای برشمردن فضایل علی، به این سخن عمر «لولاک علیٌ لهلک العمر» (اگر علی نبود، عمر به هلاکت افتاده بود)؛ بسیار استناد می‌کنند. اگر علی خود را جانشین برحق پیامبر می‌دانست، همکاری و مشاوره دادن به غاصبان حق او چه محلی از اعراب داشت؟! از سوی دیگر؛ اگر ادعاهای شيعه در ارتباط با زورگويی‌های خلفای اسلام در قبال خانواده‌ی علی و پيروان آنان را درست بدانيم، آنگاه چگونه می‌توان انتخاب اسامی خلفاء بر فرزندان خود را تفسير کرد؟ برای مثال در بين فرزندان علی به نام‌های عثمان، عمر و ابوبکر؛ در بين فرزندان حسن به عمر و ابوبکر؛ در بين فرزندان حسين به ابوبکر؛ و از فرزندان موسی کاظم می توان به اسامی ابوبکر، عمر و عايشه اشاره کرد.

ملانِقی
امردادماه ۱۴۰۰

https://t.me/TanzeTalkh2/1394

-_-

😉 هرچه دانش و آگاهی مردم درباره دین اسلام و مذهب شیعه بیشتر می‌شود و سفاهت و حماقت متولیان دین، بیشتر آشکار می‌شود؛
حکومت بر فشار تبلیغاتی خود می‌افزاید 😉

امسال از یک ماه پیش، روزشمار چند روز به غدیر مانده راه انداخته‌اند 😉

Comments

Be the first to add a comment