🔴 آیا برایشان راحت تر نبود مردم را منحل کنند و مردم دیگری را انتخاب کنند؟(با اقتباس از جمله برتولت برشت)
مردم منحل شده آن هایی هستند که به فجایع عادت کرده اند، همان مردمی که شاهد اعدام ها و سرکوب ها از نخستین روزهای روی کار آمدن این حکومت تبهکار بودند و واکنش هایی در خور و بسنده نشان ندادند و همین باعث شد که فجایع در سال ها و دهه های پس از آن تکرار و تشدید شود (قتل های زنجیره ای، کوی دانشگاه، کشتار ۸۸ و ۹۶ و ۹۸)
چرا این فجایع تشدید و بیشتر شد؟!
با وجود گسترش شبکه های اجتماعی و امکان خبر رسانی بیشتر و با اینکه مردم راحت می توانند وقایع و فجایع را ببینند اما همچنان واکنش های درست و درخور صورت نمی گیرد.
امروز آقای دکتر احمدرضا جلالی در یک قدمی طناب دار قرار دارد، دیروز برای نوید افکاری، کمی پیش تر از آن برای زانیار، لقمان، شهرام، سحر و نداها سوگواری کردیم.
گاه یادمان می افتد که بهتر است بجای سوگواری، کنش در خور توجهی انجام دهیم تا دوباره سوگوار عزیز دیگری نشویم. برای نمونه؛ تابستان امسال همدل و هم صدا شدیم و احکام ناعادلانه اعدام برای سه جوان آزادیخواه که در قیام آبان ۹۸ شرکت کرده بودند را متوقف کردیم.
پس چرا این همدلی همیشگی نیست؟
ما آگاهیم که کنشگران سیاسی، آنانی که برای حقوق مردمشان جنگیدند و به جرم عشق ورزیدن به سرزمین ایران، دستگیر شدند و محکوم به تحمل حبس، افزون بر آن به شیوه های گوناگون شکنجه شدند از جمله: تحمل سلول های انفرادی، دستبند و پابند های تیز و برنده ی آزار دهنده، چشم بند و پوشش اجباری لباس تحقیر آمیز زندان، گشوده شدن پرونده ای جدید در حالیکه زندانی سیاسی دوران حبس خود را می گذراند. این چنین رفتارها و شکنجه ها نقض آشکار حقوق بشر بوده و آسیب به کرامت انسانی.
با اینکه در سطح گسترده ای و به اقشار مختلف جامعه ظلم می شود مانند کودکان کار، کپرنشینان بلوچ، کولبران کُرد، کارگران و دانشجویان و زنان اما واکنشی در خور به این حجم از ظلم نشان داده نشده است.
و با وجودیکه شمار زیادی از مردم زندگی و جان خود را صرف مبارزه با این دستگاه دیکتاتوری کرده اند اما شوربختانه تنها مانده اند!
پس نتیجه میگیریم که در اکثر مواقع بجای اینکه حکومت منتخب مردم باشد، مردم منتخب ستمگران و سرکوبگران بوده اند و این دقیقا انگیزه نگارش این متن بوده است. من بعنوان یک جوان میهن دوست از شما هم میهنان تقاضایی دارم: شرط انسان بودن این است که در زمین دیکتاتور بازی نکنیم و آنچه آنها میخواهند نباشیم.
آنها بی شرمانه می گویند: "هر کس مخالف شرایط موجود در جمهوری اسلامی است میتواند ایران را ترک کند". ما باید با ایستادگی و حرکت های آزادیخواهانه خود آن ها را از رسیدن به اهداف شومشان بازداریم.
فضای باز سیاسی یکی از ملزومات دموکراسی میباشد. پس آنگاه که حکومت برای هر فعال سیاسی (با هر اندیشه و گرایش فکری) حتی آنان که عقاید متفاوت با ما دارند احکامی ظالمانه صادر میکند، بایستی همه همدل و همصدا شده و بر علیه سرکوب سیستماتیک آن ها بایستیم! پشتیبانی از آنانی که شبیه ما نیستند، روح حقیقی آزادی و آزادگی را نشان میدهد. من جانم را می دهم و عزیزتر از آن آزادی ام را برای رسیدن به آزادی و داشتن آزادی بیان!
پس هم صدا و هم دل، با اعدام ها و سرکوب ها مخالفت میکنیم و به پا میخیزیم تا شکنجه و شکنجه گر را به تاریخ بسپاریم و کشورمان را از دست حکومت تبهکار باز پس بگیریم.
باور دارم با همین دست های خالی رویاهای خود را محقق خواهیم ساخت!
زندانی مشروطه خواه:رضا محمد حسینی
زندان گوهردشت کرج جمعه ۱۴ آذر ۹۹
@SepehrAzadi