🖊...و روز شنبه بیست و چهارم ذی القعده مهرگان بود؛ امیر[مسعود غزنوی]، رضی اللّه عنه، بجشن مهرگان بنشست، نخست در صفّه [سکو و ایوان، همچنین شاه‌نشینِ عمارت] سرای نو در پیشگاه‌، و خداوندزادگان‌ و اولیا و حَشَم پیش آمدند و نثارها بکردند و بازگشتند. و همگان را در آن صفّه بزرگ که بر چپ و راست سرای است، بمراتب‌ بنشاندند. و هدیه‌ها آوردن گرفتند و نیک روزگار گرفت [زمان زیادی گرفت]‌ تا آنگاه که ازین فراغت افتاد. پس امیر برخاست و بسرایچه خاصّه‌ رفت و جامه بگردانید و بدان خانه زمستانی بگنبد آمد که بر چپ صفّه بار است- و چنان دو خانه، تابستانی براست و زمستانی بچپ*، کس ندیده است و این خانه را آذین بسته بودند سخت عظیم‌ و فراخ‌ و آنجا تنور [ی‌] نهاده بودند که بنردبان فرّاشان بر آنجا رفتندی و هیزم نهادندی. آتش در هیزم زدند و غلامان خوانسالار [سرپرست سفره‌خانه دربار] با بِلِسکها [سیخ کباب] درآمدند و مرغان گردانیدن گرفتند و خاگینه‌ و کواژه‌ [نیمرو] و آنچه لازمه روز مهرگان است ملوک را، از سوخته‌ [نانی که خمیرش را با آب پیاز تهیه می‌کردند] و برگان‌ روده [نوعی شیوه طبخ بره] میکردند . و بزرگان دولت بمجلس حاضر آمدند و ندیمان نیز بنشستند و دست بکار کردند و خوردنی علی طریق الاستلات [پاک کردن و تمیز کردن ته کاسه یا ظرف غذا با انگشت است]‌ میخوردند. و شراب روان شد به بسیار قدحها و بلبله‌ها [کوزه گردن بلند] و ساتگینها [واژه ترکی، پیاله بزرگ شراب‌نوشی] و مطربان زدن گرفتند.🖊

🔘جشن مهرگان و آیین آن در تاریخ بیهقی

🔴Ellinne

Comments

Be the first to add a comment