انحنای وقت
…
برادرانم را از من گرفتند
خاک خستهام!
مجالی بده
هزار سال
هزاران هزار سال
من تن زخمدیدهی رنجورم را
باز به دست باد و باران میسپارم
من،
کنار هر طلوع،
به وقت هر غروب،
با صدای چرخریسکها
از دلم بابونه و شقایق میرویانم.
من هنوز نفس میکشم!
بهاره
دهم اردیبهشت ۱۴۰۲
Comments
Be the first to add a comment