به پایان رسیدیم اما
نکردیم آغاز،
فرو ریخت پرها
نکردیم پرواز.

ببخشای
ای روشن عشق بر ما،
ببخشای!
ببخشای اگر صبح را
به مهمانی کوچه دعوت نکردیم؛
ببخشای اگر روی پیراهن ما
نشان عبور سحر نیست؛
ببخشای ما را
اگر از حضور فلق
روی فرق صنوبر خبر نیست.

نسیمی گیاه سحرگاه را،
در کمندی فکنده ست و
تا دشت بیدارش می.کشاند
و ما کمتر از آن نسیمیم،
در آن سوی دیوار بیمیم.

ببخشای
ای روشن عشق
برما ببخشای!

به پایان رسیدیم،
اما،
نکردیم آغاز؛
فرو ریخت پرها
نکردیم پرواز

دکتر شفیعی کدکنی

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment