اخراج عبدالکریمی، تجسم اخراج دانش و تفکر و اخلاق از دانشگاه است
سالها است که ما عبور کردهایم از این که به شما چشم امیدی داشته باشیم . آری سالها است که از شما انتظار آن را نداریم که برای دانش و دانشگاه و استاد و دانشجو ارزشی قائل باشید . فهمیدیم و میدانیم و پیام شما را دریافت کردیم که اعضای هیئت علمی ، باید در وضعیت «بردگی علمی» زیست کنند و تابع و منقاد باشند و حق تفکر و اندیشیدن ندارند . این را پیش از این فهمیده بودیم و گفتیم . اما این را تازه فهمیدهایم که عضو هیئت علمی اگر تابع و منقاد نباشد و دلسوزی و انتقاد کند ، حتی حق حیات هم ندارد . این را نگفته بودید ؛ حرف جدید است . البته ما باید این را میفهمیدیم ؛ اما خب نفهمیدیم . از بس خنگ و عقبافتادهایم . یعنی در واقع شاید میشد فهمید اما باورمان نمیشد . بهتر این است که آن را رسماً اعلام کنید . اما خب جرأت گفتنش را هم ندارید . کارتان به جائی کشیده است که کارها و رفتار خوب و قشنگ را میگوئید اما عمل نمیکنید ؛ و کارهای زشت و قبیح را نمیگوئید اما عمل میکنید . بندهٔ حقیر ، بیژن عبدالکریمی را از عهد دانشجوئی میشناسم و با او رفیقم . انسانی است متفکر ، دانشمند ، اخلاقی ، پاکیزه ، مؤمن ، مشفق ، دلسوز و صد البته آزاده . درست همان انسانی است که دین ما و سرزمین ما و دانش و دانشگاه ما باید به وجودش افتخار کند . اما امروز کار دستاندرکارانِ این مملکت به جائی کشیده است که او را از دانشگاه اخراج میکنند . ننگ ابدی بر دانشگاهی که عبدالکریمیاش اخراج میشود . بندهٔ حقیر ، به عنوان عضو کوچکی از جامعهٔ پرافتخار دانشگاهی کشور -- که مقوم هویت علمی و فرهنگیِ این مملکتند-- ، این حرکت ضد دانشگاهی و ضد انسانی و ضد اخلاقی را به شدت و عمیقأ محکوم میکنم و رسوائی کسانی را که دشمنان این سرزمینند و میخواهند بنای پرشکوه دانش و تفکر و عشق و ایمان را در این سرزمین که مهد ایمان و علوم انسانی است ، ویرانه سازند ، از خدای رحمان ، مسئلت دارم .