«جای خالی نیست!»

قیمت لوبیا در شعر نمی‌گنجد.
قیمت برنج در شعر نمی‌گنجد.
گاز، برق، تلفن،
حیف وُ میل شیر
گوشت،
شکر
یا حتی نان
در شعر نمی‌گنجد.

کارمندان دولت
با حقوق‌های بخور نمیرشان
و زندگی بایگانی در پرونده‌ها
در شعر نمی‌گنجند،
آنچنان کارگری
که فولاد و زغال‌سنگ‌ روزش را
در دُکان‌های تاریک
خُرد می‌کند.

ــ چرا که شعر، آقایان،
بسته است:
«جای خالی ندارد.»

تنها
مردان بی‌معده
زنان ابر-اندام
و میوه‌های بی‌‌ قیمت
در شعر می‌گنجند.

شعر، آقایان،
نه معطر است نه متعفن.

«فِه‍ِیرا گولار»
برگردان : مسعود درویشی

@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment