‏دولت می‌گوید محرم را به گونه‌ای برگزار می‌کند که جهان تشیع انگشت به دهان بماند.

طرح از ساناز باقری
#محرم #کرونا #کارتون

@Tavaana_Tavaanatech

1 comment

KY YK
حسین هم مثل جد بزرگوارش محمد به شغل شریف کاروان‌زنی مشغول بودند. بخوانیم از کتاب ترجمه شرح نهج‌البلاغه، نوشته ابن ابی الحدید، مترجم: غلامرضا لایقی، جلد ۱۸ صفحه ۴۲۷-۴۲۶

مالی از یمن سوی معاویه آورده شده بود، پس چون [آن کاروانِ مال] از مدینه گذشت، حسین بن علی بر آن حمله آورد و آن را گرفت و میان خانواده و موالی خویش تقسیم‌اش کرد، و برای معاویه نوشت: از حسین بن علی به معاويه بن ابی سفیان، اما بعد، همانا کاروانی از یمن بر ما گذشت که مال و زیورآلات و عنبر و عطر سوی تو می‌آورد تا در خزینه‌های دمشق ودیعت نهی، و بدان زادگان پدرت را از پس سیرابی نخست پی‌در‌پی سیراب سازی و من بدان‌ها نیاز داشتم، پس آنها را گرفتم. والسلام

پس معاویه سوی او نوشت: از نزد بنده خدا معاویه امیر مؤمنان به حسین بن علی؛ سلام بر تو باد، اما بعد، همانا نوشته‌ات رسید که در آن یادآور می‌شوی که کاروانی از یمن مال و زیورآلات و عنبر و عطر سوی من می‌آورد، تا در خزینه‌های دمشق ودیعت نهم و بدان زادگان پدرم را از پس سیرابی نخست پی‌درپی سیراب سازم و این که تو بدان محتاج بودی پس آن را گرفتی، در حالی که تو شایسته گرفتن آن نیستی چون آن را به من نسبت دادی زیرا والی بدان مال سزاوارترست، سپس بر اوست خارج کردن از آن، به خدا سوگند اگر آن واگذاشته شود تا سوی من شود، در بهره‌ات از آن کم نگذارم، ولیک گمان کرده‌ام ای پسر برادرم که در سر تو خشمی است، و دوست دارم که آن در زمان من باشد تا منزلت‌ات را دانم و از آن درگذرم؛ ولیک به خدا بیم آن دارم که به کسی گرفتار شوی که قدر دوشیدن ناقه‌ای تو را مهلت ندهد

و در پای نوشته‌اش نگاشت: ای حسین بن على آنچه به عنوان علت آوردی روزی روا و جایز نباشد. گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مأمور نبودی، همانا این از سوی حسین شتاب است. همانا آن را اجازت داده‌ایم و برای آن به خشم نیامدیم، و از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم. ای حسین بن علی دارای آرزو، برای تو از پس من جهشی است که تحمل نشود. و دوست دارم که من خود شاهد آن باشم، پس آن را با اخلاقی که مهلت می‌دهد، از تو عهده‌دار گردم. همانا من ترسم که بسوزی بدان که نزدش تیغ بران پیشی گرفته است

:چند نکته

ابن ابی الحدید، شارح نهج‌البلاغه، از دوستداران علی بود. او در کتاب خود علی و حسین را ستایش می‌کند و از کارهای آنها دفاع. پس قصد و غرضی در روایت تاریخی ندارد

حسین راهزنی و کاروان‌زنی می‌کرد. اموال دزدی را نه بین فقرا بلکه بین خانواده و بستگانش تقسیم می‌کرد

معاویه حسین را پسر عمو خطاب می‌کند. می‌گوید اموال کاروان را پس بده من تو را راضی می‌کنم. تو نسبت به من خشم داری خوب است که در زمان من اختلافات را حل و فصل کنیم چون من منزلت تو را حفظ می‌کنم. می‌ترسم گرفتار کسی (یزید) شوی و او با تو کنار نیاید