آی خیلی دلم میخواست یک کمپینی درست میشد و از بهرام مشیری  نوه " میرزا حسین خان انتظام الملک "   خواسته میشد بجای اینکه بیایی و هر هفته منبر ملا مصدق را بری و هر هفته بمانند منبر حسین از مومنیت اشک برا ملا مصدق قجری بگیری ، یک بار کتابی بنویس و کل جریان مصدق را در قالب کتاب بیار !! هر چی هم به عقلت میرسه توش بیار !!
یادمه سال 69 یا 70 از سروش خواستند جواب مصباح را بده !! گفت آخه چجوری جواب اون را بدم ؟!! مگه ممکنه بتونی به کسی که کتاب نداره جواب بدی ؟!! گفت هر چه جوابش بدی هفته بعد میاد میگه منظور من این بود و آن بود !! راست میگه .. کتابهایی که به مصباح یا دیگر آخوندها نسبت میدن حاصل منبر هاشون هست که دیگران براشون زحمت کشیدن و منتشر کردن . چند ماه پیش یکی از ازغدی خواست چرا کتاب منتشر نمیکنی !! به نوعی میخواست بهش بگه تو شیادی بیش نیستی . ازغدی جواب داد وقت ندارم ولی شاید کسی پیدا بشه و این کار را بکنه .
مشیری نیز معمولا به همین روش آخوندها منبر میره . اولا اون از مغلطه ای استفاده میکنه که واقعا درش استاد هست.  مغلطه ای که من اسمش را گذاشتم مغلطه ساندویچی . ( برگرفته از قضیه ساندویچی در ریاضی که اگر دو طرف معادله ای درست باشن ، پس معادله وسط درست است ) اون معمولا حرفهاش را موقعی که شاهنامه خونی میکنه لابلای اون بیان میکنه و پس از چند دقیقه قیچی اش میکه ...!!
ی کمپینی تشکیل بشه و بهش بگیم دوران زندگی مصدق را زمان رضا شاه ، زمان محمد رضا شاه قبل نخست وزیری و زمان نخست وزیری و زمان موقعی که در احمد آباد تبعید شد و مثل ننه مرده ها عکس خودش که عصا بدست گرفته و با نگاه به خاک و زمین نشون داد آخر پدر سوخته ای هست .
به مشیری خان یادآوری کنیم که خمینی نیز در نوفل لوشاتو حرفهای قشنگ میزد ولی آیا تو اونا را قبول داری یا عملکردش را ؟!! بهش بگیم حرفهای قشنگ این مرد قجری در دوران نماینده بودن او که خود گواهی بر اشتباه رضا خان بود که اجازه داد قحری ها بهمراه ملاها مجلس را تسخیر کنند ، را نگذار کنار زمان نخست وزیری او و به خاک سیاه نشاندن ایران زمین که تا امروز داریم تاوان آن را میدهیم .
به مشیری بگیم قول میدیم کتابت را بخریم .
بهش بگیم خیلی ها هستند که هم میتونن نقد اسلام بکنن و هم میتونن شاهنامه بنویسن و بیا تو منت بزار سرمون و یک اثر جاویدان بجای منبر  "سرزمین جاویدان" به ما عرضه کن ، تا اون احمق هایی مثل من که گمان میکنند شما وپسمانده های  قجری بهمراهی تروریست های اسلامی و کمونیستی دمار از حکومت پهلوی در آوردید و اکنون دودش به چشم ما میرود ، بفهمیم کودنیم ، بفهمیم  اشتباه میکنیم و میکردیم . لطفا خواهشا ، التماس میکنیم  .
من که میدونم این کار را نمیکنی و مثل ملاها مدرک دست کسی نمیدی ولی حداقل یک هفته در میون هم شده یک بار برای همیشه داستان ملا مصدق ، ببخشید اینجا دیگه قضاوت نمیکنم ، داستان دکتر محمد مصدق از بدو تولد و شجره نامه اش را تا پایان عمرش را تعریف کن . باشه قبول شاه و پدرش هم مستبد بودن چون یکی از رعایایش یک چک و اردنگی به تو زده .
زور نزنیم زیرا مومنین پای منبر او همه خوراک خود را از او گرفته اند و من فرقی بین این مومنین و مومنینی که پای منبر آخوند هستند نمیبینم .  هر دو پر ادعا ولی بگمان خود بی ادعا و هر دو عاشق منبری (واعظ) . هر دو هم تشنه حقیقت و کنجکاو !! و نمیدانند که بر اثر تکرار و تکرار ناخوداگاه حالت سمپاتی نسبت به واعظ پیدا میکنند و دچار پارادایمی میشوند که خلاصی از آن تقریبا غیر ممکن است
آخه میشه یک نفر را آموزش صحیح داد ولی نمیشه کسی که بد آموزش دیده و بد بر اثر اون آموزش تربیت شده را تغییر داد . میشه یک نفر که اصلا شنا بلد نیست اصولی بهش یاد بدی ولی تقریبا غیر ممکن است کسی که از شنا فقط شلپ و شلوپ بلده را بتونی شنای اصولی یادش بدی ، چون دیگه شلپ شلوپ تو ذاتش رفته !!
ای دو صد لعنت بر تکرار و تکرار و تکرار ...
و بقول شوپنهاور حتی مطالعه زیاد باعث تولید این پارادایم میشود چون بر اثر تکرار عادت شده است (نقل به مضمون ) و او سفارش کرده بود حتما پس از مطالعه نیز مدتی از آن دور شوید ( منظورش شاشیدن به منبر و تمام آموخته هایت تا بتونی افکار کهنه تلنبار شده در مغز را با افکار جدید تعویض کنی . منظورش اینه مدت کمی بری زیر منبر یکی دیگه که ضد اولی بوده شاید نتیجه گیری ات عوض شد
سر از کجا در آوردم ؟!!!
خلاصه حواسمون به لابلای گفته های مشیری یا امثال مشیری باشه که بسیار رند هست و آقایی که انواع مغلطه را آموزش داده و زیر منبری هاش همه مغلطه را فوت آبن ، دقیقا داره از همین راه فریب میده . به کچل میگن زلفعلی و به کسی که اعتبار نداره میگن معتبر زاده !!! اینم استاد مغلطه هست و هر موقع میخاد کسی را بکوبه اولش میگه :"آغا جان مغلطه نکن و"...

Comments

Be the first to add a comment