شجریان؛ وصیت و میراث
محمدجواد اکبرین
گفتگوهای آخر با ارباب هنر و معرفت همیشه مهم است؛ نه تنها به این علت که برای علاقمندانشان جنبه وصیت دارد و مثل باری که بر زمین میماند یا امانتی که سپرده میشود نوعی مسئولیت را بر دوش آنها میگذارد؛ بلکه به این دلیل که میراثِ یک عمر تجربه و فراز و نشیبهاست. ترکیبی است از آموختهها و آزمودهها و چشیدهها که در قالب کلمات به مخاطب منتقل میشود. خواننده چه علاقمند به این تجربهی زیسته باشد چه نباشد این راهِ رفته را میخواند و میاندیشد؛ البته اگر بفهمد که راههای رفته و دردهای کشیده و چشیده، کیمیاهای زندگیاند.
چندی پیش به مناسبت هشتادمین زادروز استاد شجریان گفتگویی برای نخستین بار در روزنامه شرق منتشر شد که حاصل چندین نشست و جلسه با ایشان بود بین سالهای ۹۳ تا ۹۴ و چنانکه مصاحبهکنندگان در مقدمه آوردند «آخرین ملاقات ما به چند روز قبل از سفر استاد به آمریکا و انتشار خبر بیماریشان در نوروز ۹۵ بازمیگردد؛ بعد از آن سفر، دیگر استاد در هیچ مصاحبه و گفتوشنیدی حضور پیدا نکرد و به عبارتی این گفتوگو آخرین مصاحبه استاد قبل از بیماریشان محسوب و به مناسبت هشتادمین سال تولد ایشان منتشر میشود».
این یادداشت حاصلِ با صدای بلند اندیشیدنِ کسی است که آن مصاحبه را به چشم وصیت و میراث خوانده و نکاتی در ذهنش پررنگتر نشسته است:
مصاحبه کننده از تقلید میپرسد و از آنچه که یک «شجریان» را میسازد؛ استاد در بخشی از پاسخ میگوید: «من اول قوه دریافت و تقلید را بالا میبرم که هنرجو بتواند با صدایش هر کاری که میخواهد انجام دهد…در مرحله بعد، باید سبک دیگران و شیوههای مختلف را کار کند. خودم هم از همین راه رفتم و همه شیوهها را کار کردم. تمام آوازهای بعضیها را و چند آواز بعضی دیگر را کار کردم و شیوهشان را شناختم از مجموع اینها در من یک «شجریان» درست شد. اینها هم باید همین کار را بکنند و در حیطه یک خواننده گیر نیفتند. فکر نکنند اگر با شجریان کار کردند، نباید نزد کس دیگری کار کنند، این اشتباه است. باید سبکهای دیگران را با دقت گوش کنند و فرابگیرند، همینطور ساز گوش کنند تا جملهبندی یاد بگیرند، شعر بخوانند و… یعنی باید زندگی کنند و با آواز معاشقه کنند تا بعد از چند سال اتفاقی بیفتد…هنرجو دورههای متعددی پیش رو دارد، باید جامعهشناسی بداند، با ادبیات آشنا باشد تا بیاموزد که شعر را در کجا بخواند و همینطور خیلی چیزهایی که خواننده آواز به آن نیاز دارد».
اندکی فاصله بگیریم از این مصاحبه و تصور کنیم جامعهای را که از دیانت تا معرفت و هنر، نه شاگردی میکند نه تقلید و نه تحقیق! یا با دقت نمیخواند، یا در آنچه خواند تأمل و عمل نمیکند یا حاصل تأمل و عمل را نمیآزماید و به تماشای نتایجش نمینشیند و یا همه چیز را در تقلید جستجو میکند و همانجا میماند.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/80757#فرهیختگان، ندای آگاهی