به بهانهی روز بزرگداشت #کوروش
«هرگاه میتوانید، به عنوان یک آزادیبخش عمل کنید. آزادی، کرامت، ثروت – این سه با هم بالاترین خوشبختی برای بشریت است. اگر شما هر سه اینها را به مردم خود اعطا کنید، عشق آنها برای شما هرگز نمیمیرد.»
تصویر:
تندیس کورش، پارک المپیک سیدنی، استرالیا
برای آشنایی بیشتر با کورش:
کوروش بزرگ و سیاست رواداری مذهبی
https://goo.gl/gxyqQq @Tavaana_TavaanaTech
در سالهای اخیر اینجا و آنجا میشنویم که برخی کوروش را با «پیامبران همعصرش» مقایسه میکنند. آنها میگویند در زمانی که پیامبران (ادیان ابراهیمی) برده داشتند و کتابهای آسمانی نه تنها بردهداری را مجاز میدانستند بلکه ترویج هم میکردند؛ کوروش بردگانِ سرزمینِ بابل را آزاد کرد و گفت در سرزمین تحت فرمانرواییاش همه انسانها آزادند و هیچ انسانی حق ندارد مالک انسان دیگری باشد. کوروش معابد اقلیتهای دینی را بازسازی کرد و گفت هر کسی آزاد است خدای خود را پرستش کند
من مقایسه کوروش با پیامبران را فضیلتی برای کوروش نمیدانم. چون کتابهای آسمانی و رفتار پیامبران پر است از کارهای غیرانسانی: قتل دگراندیشان، سنگسار، بریدن دستوپا، بردهداری و .... اینکه کوروش برخلاف آنها عمل کرده چندان فضیلتی نیست. به بیان دیگر، پیامبران متر و معیار مناسبی نیستند. بیایید نگاه کوروش به انسان و "موضوع آزادی" را با عقل و منطق ِ سه تن از بزرگترین فیلسوفان همعصرش محک بزنیم: ارسطو، افلاطون، سقراط. و ببینیم کوروش کجا ایستاده است
ارسطو (معلم اول) در فلسفه اخلاق خود مینویسد: عدهای سرور آفریده میشوند و سروری میکنند، عدهای هم بنده آفریده میشوند و بندگی میکنند. ارسطو معتقد بود افراد آزاد و متمول حق دارند برده داشته باشند و بردگان جزو داراییهای صاحبخانهاند؛ از نظر ارسطو بردهداری در جامعه نه تنها امری طبیعی بلکه ضروری هم هست. از حرف و فلسفهبافی که بگذریم، ارسطو در برههای از زندگیاش ۱۳ برده داشت که برخی از آنها تا زمان مرگش به او خدمت کردند
افلاطون استاد ارسطو بود. او در نوشتههایش به صراحتِ ارسطو از بردهداری دفاع نمیکند اما به طور ضمنی آن را تأیید میکند. در نظر افلاطون برده کسی است که توانایی استدلال ندارد و صَلاح خود را نمیداند، چنین انسانی باید از شخص صاحب فکر و استدلال تبعیت کند، اگر لازم شد تنبیه شود ولی عادلانه. و اما در عمل: افلاطون در زمان مرگش ۵ برده داشت
سقراط استاد افلاطون بود. او بر خلاف افلاطون و ارسطو هیچ کلاس درسی نداشت؛ در خیابانهای آتن میگشت و جوانان را به پرسشگری تشویق میکرد. سقراط معتقد بود شناخت انسان باید مقدم بر شناخت جهان باشد؛ و بزرگترین معرفت آنست که بدانیم چیزی نمیدانیم. سقراط مخالف بردهداری بود و آن را نکوهش میکرد؛ در زندگیاش هم هیچ بردهای نداشت
پس میتوان نتیجه گرفت که نگاه کوروش به انسان و موضوع آزادی بسیار برتر (اخلاقیتر، انسانیتر) از نگاه افلاطون و ارسطو است. نگاه کوروش به آزادیِ انسان همسطح نگاه سقراط است
پینوشت: قصد من از این نوشته فقط مقایسه نگاه کوروش به آزادی با فیلسوفان همعصرش است، وگرنه کوروش فیلسوف نبود
منابع استفاده شده برای نظر ارسطو، افلاطون، و سقراط در درباره بردهداری:
(۱) Slavery in Ancient Greece (Wikipedia Page)
(۲) Introducing Ethics, Dave Robinson and Chris Garratt
(۳) Slavery in Plato's Thought, Gregory Vlastos
(۴) The Manumission of Salves in Early Christianity, James Albert Harrill
بر گنبد و سیم و زر، نپرداخته است
اما عجبا که نام و آوازهی او،
یک لرزه به شیخ و زاهد انداخته است
پارسال این موقع، روحالله زم پُست بالا را در کانال آمدنیوز گذاشت.
برای هشدار به اشغالگران حکومت اسلامی برای حمایت از «روحالله زم» ، ۷ آبان روز #همبستگی_ملی سراسر ایران را پاسارگاد خواهیم کرد.
🆔 @Sedaiezam
بیا کانال حمایت از روح الله زم
🖌 احمد کسروی
🔍 جستار : آسیبی که «ادبیات زمان مغول» به خردها زده و راه چاره به آن ، خواست شرقشناسان از ستایش آن ادبیات ، تفاوت «سرگرم گذشتهها شدن» با «پند گرفتن از گذشتهها» یا تاریخ
📊 شمار ساتها : ۱۵۰
بازپسین پراکنش : مهر ۱۳۹۸
🔷 کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
https://t.me/kasravi_ahmad/720