پس از آنکه در ستارخان به ضرب گلوله او را از پا انداخت، بدنش سه روز در سردخانه مخفی بود.
شب چهارم آمدند و او را بردند و تنش را شبانه در خاک انداختند.
هوا سرد بود. خاک مرده بود.
او را هنوز مسموم نکرده بودند.
برای اعلام مسمومیتش سهشنبه ۱۲ آذر را تدارک دیده بودند، تا دوربین بیاید، سلامی بیاید، اسماعیلی سخنگو هم بیاید که با رویی بشاش، هر بار که نیشش را از لای ریشش باز میکند چندین اعدام و شلاق و قصاص و حبس از میان دندانهای لمینتیش بیرون میریزد.
سهشنبه رسید، همه آمدند،
اسماعیلی نیشش باز شد:” افراد دیگری نیز از دیگر قبیل زیاد هستند ما تعداد زیادی از این اسامی را داریم که اسامی غیرواقعی است و تعدادی هم داریم که الان زنده هستند و با آنها مصاحبه کردیم“
اما هیچ کس، هیچ کس از ما، هیچ اسمی را دیگر هرگز به نیکتایی نام تو نشنید.
#نیکتا_اسفندانی
#آبان٩٨
@PN_KFP