⚠️ اسپویل چپتر ۳۵۰ ⚠️

📜 صفحه ۲

💠 سیستر: تو پایتخت... از تبعیض جادو دلم به تنگ اومده بود...
💠 با آرزوی قلبی برابری و آزادی مردم... راهبه‌ی کلیسا شدم...
💠 ولی داخل کلیسا هم... بر اساس جادوی افراد، سیستم رتبه‌دهی و تبعیض وجود داشت.....
💠 و برای فرار از این واقعیت... از کلیسا هم خارج شدم...
💠 هرچقدر هم که دعا می‌کردم... چیزی قرار نبود تغییر کنه.....

💠 دوست داشتم به جاش.... آدمایی که یکی به ضعیفی من هم می‌تونستم نجاتشون بدم رو...
💠 حتی اگه کم هم باشن، نجات بدم....
💠 ولی.............

💠 آستا: .... سیستر.......!

💠 ریو: نگران نباش!

#Manga_spoiler ⚠️
#Manga 
#AnimWorld

|Yavar
♠️ @BlackCloverAW ♠️

Comments

Be the first to add a comment