در دههٔ سوم این وبسایت فرزند وبلاگ اینک بیستسالهای است که یحتمل پیشتر دیده و خواندهاید.
در حکایتی منتسب به ملانصرالدین، گاه دیگ و دیگچهای که از همسایه قرض میگرفت دیگبری کوچک میزایید و او امانتدارانه به صاحب مال رد میکرد. گاهی هم خبر وفات اصل جنس را به اطلاع مالباخته میرساند.
در قرن بیستویکم در سراسر جهان چه بسیار سایت و وبلاگ به عللی، از جمله ملالآورشدن بازی نوظهور و سر رفتن حوصلهٔ بانی، خیلی زود وَر پرید. سایت این کیبورد شاید نمونه در فارسی باشد که بیست سال پیوسته با یادداشتهای کوتاه و مقالات مفصل بهروز شده و نیز آمار هفتگی، ماهانه، فصلی (و تا سال ۲۰۱۵ سالانهٔ) بینندگان را هزار و چند ده هفته است در صفحهٔ اول میگذارد.
سایت شخصی نزد میزبان داخلی همان اندازه آسیبپذیر است که در پناه سِروِر خارجی. هر دو را دستگاههای امنیتی حکومتها، و حتی بنگاههای خدماتدهنده، بهسادگی میبندند.
باید ایرانی مقیم خارج با شرکتی ثبتشده این کار را انجام میداد. سال ۹۲ پس از آنکه سایت را در داخل ایران مسدود کردند تأثیری قابلتوجه در شمار بینندهها احساس نکردم و هشت سال بعد که قفل از آن برداشتند کنجکاو نشدم ماجرا چه بود. لابد ادارهجاتیهایی برای حلالشدن حقوقی که میگیرند، و برای ایجاد تعادل و توازن، بازهایی را میبندند، بستههایی را باز میکنند ― بیشتر اولی و کمتر دومی.
از یک دهه پیشتر کاربر سپهر اینترنت بودم و صلاح در این دیدم شخصاً سازوکار فنی سایت را بدانم تا بتوانم هر اندازه لازم بدانم تغییر دهم و اصلاح کنم. تقریباً تمام مطالب به شکل کتاب چاپ خواهد شد و هوا شدن در سایت فرصتی است برای بهبود متنها.
با خودآموز نرمافزار فرانت پیج و با پرسوجو و آزمایشوخطا پیش رفتم. سالها پیش در کلاس دوم ابتدایی ناظم ترقیخواه مدرسهٔ مدرن مسابقهٔ روزنامهٔ دیواری گذاشت. من هم چیزهایی سر هم کردم و وقتی نام برنده اعلام شد فهمیدم مسابقه مهلت محدود داشت. در مورد امروزی، اصلاح و بهبود و تغییر و تبدیلْ ضربالاجل ندارد.
طبعآزمایی را در مدرسهٔ سالهای بعد و در دبیرستان ادامه دادم. کلاس پنجم دبیرستان، شمارهٔ دوم جریدهٔ دیواریام را کسی جر داد و به جای آن اعلامیهای چسباند حاوی اخطار غضبآلود نسبت به توطئههای پشت کارهای روشنفکری. مهمتر از جوشآوردن محصلی که گمانم فنای فیالله شد، این بود که اولیای مدرسه دخالت نکردند. دستکم به من حرفی نزدند. بعید میدانم به محصل معترض هم چیزی گفته باشند. بعدها کوشیدم حرمت و منزلت نسل جوان عصر لیبرالیسم دههٔ ۱۹۶۰ را برای جوانترهایی که با تحقیر و ارعاب و توسری بار آمدهاند توضیح دهم.
پیش از شروع، بیست کلیک در روز را به معنی نمرهٔ ممتاز گرفتم. آمار مراجعان خیلی سریع به ارقامی بسیار بالاتر پرید و شمار بینندگان مطلب رکورددار سال ۲۰۱۵ (۹۴—۱۳۹۳) به ۳۴۷۴۰ از مجموع ۵۸۰۶۷۱ تن رسید (نرمافزار میزبان آلمانی—ایرلندی نزدیک ده سال دفعات مراجعه به مطالب پیدیاف را نمیشمرد. جدول ارقام در سایت قدیمی).
دو سؤال مکرر اوایل افتتاح سایت: چقدر درآمد دارد؟ از نظر دستمزد بالقوهٔ سالها کار منظم و مداوم این کیبورد یقیناً بیمانند است. پیشنهاد دریافت آگهی و/یا حق اشتراک را بیدرنگ با تشکر رد کردهام.
و دیگر: چرا سایتی پیشرفتهتر سفارش نمیدهم. پاسخم این بود میل دارم پس از آشنایی به جهات و جنبههای سایتی بسیار ساده، ارتقای آن را به کاردان بسپارم. اکنون دو متخصص با فکری نزدیک به من اما با سلیقههای مستقل ایجاد سایت جدید باضافهٔ ادارهٔ سایت اولیه را عهدهدار شدهاند.
هر زمان میسر شود مطالب سایت در چند مجلد ― مقالات بلند در چندین زمینه، یادداشتهای کوتاه، سرمقالههای دو ماهنامه ― طبق قرارداد رسمی چاپ و منتشر خواهد شد. شاید تنها سایتی باشد که مطالب هنوز ننوشتهاش بخشی از قرارداد چاپ و انتشار است.