طلاق عاطفی چیست؟ چه تبعاتی دارد؟

دکتر «مهرداد کاظم‌زاده» نیز یادآور می‌شود که در بسیاری از طلاق‌های عاطفی، زندگی عادی و روزمره جریان دارد ولی بدون هیچ کشش عاطفی بین همسران: «زوجینی که دچار این مشکل هستند در ظاهر به مانند یک خانواده عادی زندگی می کند به مسافرت می‌روند مهمانی می‌دهند، به مهمانی می‌روند ولی در واقع هیچ تعلق خاطری به یکدیگر ندارند و رابطه عاطفی میان آن‌ها برقرار نیست. این در حالی ست که اگر تعلق خاطر به یکدیگر داشته باشند باید دردهایشان برایشان مهم باشد ،به فکر همدیگر باشند و در یک کلام می توان گفت که همدیگر را دوست داشته باشند».
.
اما «سعید پیوندی» - جامعه‌شناس مقیم فرانسه - ضمن تاکید بر این‌که گسترش طلاق عاطفی در ایران پدیده‌ای چشم‌گیر است، و در طول ۱۶ سال سه برابر شده است، زندگی ذیل طلاق عاطفی را «زندگی جهنمی» می‌نامد و در پاسخ به این‌که چرا طلاق عاطفی به طلاق قانونی منجر نمی‌شود به بی‌پناهی اکثر زنان ایرانی می‌پردازد و می‌گوید: «طلاق‌های عاطفی و گسترش آن در جامعه ایران یکی از پدیده‌هایی است که نتیجه شرایط اجتماعی فعلی جامعه ایران است. در این شرایط یک زن به اندازه کافی حمایت‌های لازم را ندارد، برای این که بتواند طلاق بگیرد در نتیجه عملا زیر یک سقف زندگی می‌کند بدون این که به مرد علاقه‌ای داشته باشد یا برعکس». .
.
نکته دیگری هم که در این میان جالب‌توجه است نگاه نابرابری‌ ست که قانون و حتی جامعه در این شرایط به روابط فراخانوادگی همسران در موقعیت طلاق عاطفی دارد. با خود تصور کنیم اگر زنی در شرایط طلاق عاطفی از همسر خود باشد و در بیرون از خانه، روابط عاطفی با مردی دگر ایجاد کند، بیش‌تر مورد سوال و سرزنش خواهد بود یا مردی که در شرایط طلاق عاطفی، بیرون از منزل با زنی دگر، دل ببازد و عاطفه تقسیم کند؟ پاسخ به این پرسش در جامعه‌ای چون ایران که قوانین اسلامی در آن حکم می‌رانند، سخت نیست. مردان حتی می‌توانند در آن واحد با چند زن به صورت کاملا شرعی و قانونی زندگی کنند؛ پدیده‌ای که برای زنان در جامعه‌ای همچون ایران غیرقابل تصور است و مجازات‌های قانونی سختی نیز در پی دارد.

بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/node/24680

@Tavaana_TavaanaTech

1 comment

متاسفانه ذهن گرايى و خيال پردازى به دايره علم هم كشيده شده است و فرد به خود اجازه مى دهد با بيان يك يا چند مصاديق ناكافى، نظرى عام بدهد.
ايشان فشار ناشى از افكار عمومى را بر مرد كه زنش فلان را ناديده مى گيرد. 
اين البته يكى از داده هاست كه مهم است. 
البته شرايط براى زنان بسيار سخت است ولى در نابرابرى هر دو سوى كفه ضرر مى بينند.
يك مشت مدعى كم سواد با داده هايى ناقص قانون مى نويسند.
علم به شما اين اجازه را نمى دهد. علم خواستار جامعه نگرى و ابتدا جمع آورى داده هاى لازم و كافى است.
مدرك شما يك كاغذ است.
خواهش من از توانا اين است كه با يك مدرك كاغذى افراد را بلد نكند و به بيمارى روانى جامعه ما دامن نزند.