یکی از مضامین ثابت سخنرانیهای خامنهای «جنگ فرهنگی» است. او فرهنگ را با استعارههای جنگی میفهمد و احتمالا در این جنگ برای خود نقش فرماندهی قائل است. این دیدگاه ریشه در سنت ندارد. اصولا اینکه هر جامعهای فرهنگی دارد، ایدهای مدرن است. کلمه فرهنگ
از زبان لاتین وارد زبانهای اروپایی شده است که به معنی پرورش زمین کشاورزی است. به تدریج در معنایی استعاری برای پرورش ذهن آدمی هم به کار رفت. بنابراین معنای اولیه واژه فرهنگ چیزی است قریب به آموزش و پرورش ذهن. در عصر جدید معنای دومی ظهور کرد: هر قومی فرهنگ خود را دارد.
عاداتورسوم، سبک زندگی، باورها و غیره. به تدریج درون مارکسیسم معنای دوم فرهنگ بعد دیگری یافت: فرهنگ میدان جنگ است، طبقات مسلط میکوشند ارزشها و هنجارهای خود را بر جامعه تحمیل کنند. بومیگرایان - اسلامگرایان این دیدگاه را گرفتند و در رابطه میان ملتها و تمدنها
به کار بردند: ملتهای غربی میکوشند ارزشها و هنجارهای خود را بر ملل مسلمان تحمیل کنند. چه باید کرد؟ بازگشت به خویشتن (اسلام) و مقاومت علیه فرهنگ مسلط غربی. قدمای ما خود را به عنوان طلایهداران «فرهنگ اسلامی» در معنایی که گفتیم نمیفهمیدند. این نگاهی کاملا متاخر استکه بر اساس آن ما مدام میخواهیم حافظ را در چشم گوته بکنیم، ابن سینا را توی سر توماس قدیس بزنیم، و از غزالی دیوید هیوم دربیاوریم. ما تصور میکنیم فرهنگ عرصه جنگ است و «طبیعتا» بشر همیشه اینجوری میاندیشیده است. سوءتفاهم نشود: نزاع دینی همیشه بوده است، اما دو دین متخاصم همدیگر را به مثابه دو «فرهنگ» نمیفهمیدند، بلکه یکدیگر را به عنوان حقیقت در برابر باطل در نظر میگرفتند. در نظر گرفتن فرهنگ به عنوان عرصه نبرد، ایدهای است که ریشه در سنت انتقادی چپ دارد. خامنهای احتمالا از طریق آلاحمد، شریعتی یا بعضی متون مارکسیستی روایتی دستچندم و بسیار فقیر از این نظریات به گوشاش خورده است. درست از این روست که بخشی از فرآوردهای فرهنگی داخل را «دشمن داخلی» میبیند. حاصل این دیدگاه در بدترین حالت قتلهای زنجیرهای بوده است در بهترین حالت سرکوب و سانسور و تخریب فرهنگ و آفرینندگان آن. نتیجهگیری آخر اینکه رجوع بسیاری از بومیگرایان - اسلامگرایان به اسلام صرفا دلایل ایمانی ندارد، چیزی بیشتر از دلایل ایمانی در کار است: ضرورتی سیاسی پشت ماجرا هست. اسلام وسیله مبارزه با سلطه فرهنگی غرب است. اینجاست که باید گفت اسلامگرایان به خود اسلام هم نگاهی ابزاری دارند. و درست اینجاست که جمهوری اسلامی و رهبراش برای بعضی از چپهای جهانسومگرا جذاب است. جمهوری اسلامی برای ایشان یک هسته مقاومت فرهنگی - ایدئولوژیک است. واقعا اگر به این نظریات معتقد باشیم و شجاعانه منطق آنها را تا به انتها برانیم به اینجا هم میرسیم.
Babak Mina____
@ajibzad