قحطی، کرونا و دموکراسی!

آمارتیاسن نظریه معروفی دارد که در هیچ دموکراسی درست و درمانی تاکنون قحطی رخ نداده است، حدس می زنم دستکم در مورد منشاء مصائبی مثل غائله اخیر کرونا هم بشود چنین گفت اگر چین حکومتی اقتدارگرا نبود و اجازه گردش اطلاعات وجود داشت و منتقدان زندانی و سرکوب نمی شدند، شاید جهان با آشوب فعلی روبه رو نمی شد، شواهدی هست که اگر سه هفته زودتر دنیا خبردار می شد تلفات کرونا به ۵ درصد اوضاع فعلی نمی رسید.

حالا هم با آن همه افتضاح از جمله توزیع کیت های تقلبی و تئوری های توطئه، کاسبان تمامیت خواهی همه جا دست به کار شدند تا نشان دهند ایراد از دموکراسی ها و کشورهای آزاد است که اقتدار چینی ها را ندارند، بدون آنکه به نمونه های موفقی مثل تایوان، کره جنوبی و سنگاپور توجه کنند که در آنها از بگیر و ببند به سبک چینی خبری نبود، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

4 comments

Alfred
مشکل نمونه های ناموفق از کجاست؟
Alfred
مشکل نمونه های ناموفق از کجاست؟
پول و منابع کافی ندارند، تکنولوژی به طور گسترده استفاده نمی شود، مردم اعتماد ندارند و مقاومت می کنند، سیستم های مدیریتی مناسب مستقر نکرده اند و ....
در نظر داشته باشید قرار نیست کرونا آخرین مورد پاندمی باشد
حالا استاد! رائفی پور چند وقت پیش از چین تمجید کرده بود گفته بود از فقر اومدن بیرون و...بعد میگن بعد انقلاب کشور بیشتر دست آمریکایی ها بوده تا انقلابی ها برای همین بدبخت شدیم . نمونه اش هم میگن ببین چه موشک هایی ساختیم. باید کشور رو دو دستی بدیم به دست اون ارگان. کسی نیست بگه موشک هایی که بهش افتخار میکنن مال 60 پیشه ولی اگه بخوان ماشین بسازن با تکنولوژی 60 پیش نمیشه
مسئله چین بنظرم فرق میکنه
اگر در چین سیستم تمامیت خواه کنونی وجود نداشت شاید هنوز در سطح وسیعی با فقر و گرسنگی درگیر بودند
دموکراسی زمانی گزینه مناسبیه که کشور دارای سرمایه اجتماعی بالایی باشه
زمانی که سطح فکری فرهنگی و علمی اکثریت مردم بسیار پایین باشه برقراری دموکراسی احتمالا نتایج دلچسبی نخواهد داشت

برای نمونه ایران سال ۱۲۵۰ را فرض بگیریم 
وقتی اغلب مردم در وادی خرافات ودین دروغین درگیر بدوی ترین مشکلات جوامع متمدن هستند حتی امیر کبیر هم نمی تواند اصلاحات لازم را انجام دهد ولو نیت خیر خواهانه ای داشته باشد

سیر کردن یک جامعه ۱.۵ میلیاردی کار ساده ای نیست چه برسد به اینکه هدف برقراری رفاه نسبی باشد فلذا آنها تبلیغ می کنند که همه چیز را بخورید زنده و مرده و حشره

اما مشکل این سیستم تمامیت خواه زمانی بحرانی می شود که اهداف مقدسش را از یاد ببرد و حیاتش مهمتر از حیات و معیشت مردم باشد و در زمینه ارتقای دانش و فهم عمومی گام بر ندارد و در برابر گردش و آزادی اطلاعات مفید مقاومت کند

واقعیت این است که نمی توان یک نسخه را برای همه دنیا بپچیم
باید زمینه های فرهنگی و سنتی هر جامعه ای را در نظر بگیریم همه جوامع از لحاظ سطح علمی و فرهنگی در یک مرحله قرار ندارند
مثلا بیشتر مردم ما اینکه مقامات در اروپا با مترو و دوچرخه سر کار میروند را تحسین می کنند اما در نظر نمی گیرند که مثلا در سوییس بیش از پنجاه درصد مردم بیش از پنج زبان را مسلط هستند یا سرانه مطالعه آنها بطرز ملموسی بالاست بطوری که وقتی دولت در همه پرسی از مردم برای تخصیص یارانه نقدی سوال میکند اکثریت رای «خیر» میدهند با این استدلال که افزایش نقدینگی برابر با افزایش تورم و بیکاری خواهد بود

بنظر بنده اینکه یک سیستم در ابتدا دیکتاتوری باشد اصل مشکل نیست بلکه هدف چنین سیستمی چه باشد مهم است
اگر در ابتدا لازم باشد که نظم جامعه را مدیریت کنیم تا بتوان نسل آینده را متفکر پرورش دهیم در چنین حالتی حتی سانسور یک خبر کار مقدسی است
در چین اما هدف اول از بین بردن گرسنگی وبهبود وضعیت معیشتی مردم بوده که متاسفانه گام های بعدی دچار انحراف و فساد شده
اما شخصا باور دارم با بهبود وضعیت اقتصادی کم کم نسل های جدید از نظر فکری قویتر خواهند شد و این کار را برای یک سیستم تمامیت خواه سخت و سختتر خواهد کرد پس حتی در چنین حالتی هم آینده روشن است