{رضا}فلاح گزارشی عرض کرده بود که ارزش دلار نسبت به ریال تنزل کرده، بنابراین باید تجدید نظری در این برابری بشود. خیلی خیلی تأمل کرده و فرمودند: باید بانک مرکزی در این زمینه گزارش بدهد. برفرض این کار برای واردات ما و بالنّتيجه مصرف کننده صرف داشته باشد، ولی در نفت خیلی ضرر می کنیم. سر ناهار رفتم که نخست وزیر یوگسلاوی آمده بود. صحبت مهمی نشد. جز این که وقتی شاهنشاه فرمودند ما در سال دوهزار ملیون دلار کمک خرج غذا و ترانسپورت و انرژی به مردم می دهیم، این مرد می خواست از تعجب فجاءه کند. سرشام رفتم. خبر مهمی نبود. یک حکایت خوشمزه از یک کاریکاتور مجلۀ فرانسوی، علیاحضرت شهبانو تعریف کردند که یک کسی از ژیسکاردستن می پرسد شما به بابانوئل اعتقاد دارید؟ فکری می کند، میگوید نه، از شیراک که در راه مراجعت از ایران است می پرسد که شما به بابانوئل اعتقاد دارید؟ البته فکری میکند که بگوید بلی یا نه، ولی در این جا کاریکاتور، مغز شیراک را نشان میدهد که قیافۀ شاهنشاه در لباس بابانوئل در مغز او نقش بسته و جرئت نمی کند بگوید نه، اشاره به قراردادهای تجارتی شش ملیارد دلاری است که وقتی شیراک آمد، منعقد ساخت و رفت و به محض مراجعت هم رئیس جمهور، نشان درجه {یک} Ordre National du Meritel به او داد.
📚#خاطرات_اسدالله_علم 🖌#امیر_اسدالله_علم جلد 4 & صفحۀ 294 تهران، کتاب سرا ویرایش از #علینقی_عالیخانی سه شنبه & 1353/10/3 #سوم_دی