▪️تصویری که مطهّر بن طاهر مقدسی در حدود سال ۳۵۵ از خرّمدینانِ عصرِ خویش میدهد، از آنجا که از مشاهدات شخصی اوست، بسیار مهم است وی که خود با اینان در ناحیهٔ غرب ایران (یعنی ماسَبَذان در پیشکوهِ لرستان و صیمره در ایلام کنونی) دیدار داشته است میگوید: اینان دستههای بسیارند. وَجهِ جامعِ ایشان اعتقاد به رجعت است و برآنند که آنچه در انبیا دگرگون میشود «اسم» و «جسم» ایشان است. وگرنه پیامبران با همهٔ اختلاف شرایع و ادیانشان، یک حقیقت بیشتر نیستند و یک روحاند.
بسیاری از شعرهایی که در میان متأخّران رواج یافته، بیگمان دارای ریشههای خرّمدینی است، به ویژه که این شعرها عامیانه و به لحاظ فنّی بسیار ضعیف و خارج از اصول مقرّرهٔ سنّتِ شعرِ فارسی است؛ قافیه و ردیف جای یکدیگر را در آنها اشغال میکنند مانند:
تا صورت پیوند جهان بود علی بود تا نقشِ زمین بود و زمان بود علی بود مسجودِ ملائک که شد آدم زِ علی شد آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس هم صالح پیغمبر و داود علی بود [شمسِ الحقایق، رضاقلی خان هدایت، ۱۷۴]
از بسیاری از اهل حق شنیدهام که «علی» مورد نظر ما ربطی به آن علیِ تاریخی یعنی امام علی بن ابیطالب ع ندارد و استمرار یک حقیقتِ ازلی وابدی است. در همین شعر هم گوینده، که باید از حدود قرن یازدهم به بعد باشد، کوشیده است زنجیرهٔ انبیا را تکرار یک روح در تاریخ بداند و تجلّیات یک حقیقت. مطهّر بن طاهر، ازیشان چنین نقل میکند که خرّمیان برآنند که وحی هرگز قطع نمیشود و هر صاحبِ دینی در دین خویش مصیب است و برحق. این اندیشهٔ آنان نیز یادآور بعضی دیگر از عقاید ابن عربی است از جمله این که هر چیز را بپرستی او را پرستیدهای. [فصوص الحکم، ابن عربی، چاپ ابوالعلاء عفیفی، ۳۳/۱]
محمدرضا شفیعی کدکنی قلندریه در تاریخ، تهران:۱۳۸۶، صص ۵۹–۵۸