This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خُمینی و خلقِ جنایت میدان ژاله
(تروریسم اسلامی پس از سینما رکس)

روایتی از عرفان قانعی‌فرد
➖➖➖
JOIN US 👉 @PN_KFP / Instagram / Twitter/ Threads/ YouTube

4 comments

Rasti
واقعیات جدید از واقعه ۱۷ شهریور


مستنداتی از مشاهدات عینی نگارنده


"راستی" ۱۷
شهریور ۲۵۸۲


امروز ۴۵ سال از توطئه اصلی غربیها برای سرنگونی شاه
ایران سپری می شود . توطئه اصلی و مهم که مردم خوش و سر حال و بی خیال ایرانِ سال
۵۷ را به سختی تکان داد ، همان فاجعه روز جمعه ۱۷ شهریور در میدان ژاله در شرق
تهران بود . از شب قبل آن روز تعطیل ، به خانه یکی از دوستان رفته بودم که بیشتر
از ۳ کیلومتر با میدان ژاله فاصله نداشت . صبح جمعه با داد زدن های غیر عادی از
خواب بیدار شدیم و چون نزدیک پشت بام بودیم رفتیم از آنجا به اطراف نگاه کردیم و
با تعجب یک افسر ارشد ارتش را دیدم که به یکی دو عابر پیاده پرخاش می کرد که به
خانه بروند و حکومت نظامی باید در خانه بمانند ! سریع آمدم جلوی در حیاط و تا در
را باز کردم ببینم در کوچه چه خبر است دیدم یک سرباز کاملاً مسلح که حتی نارنجک
روی سینه اش بسته بود پشت در بود و با ژ۳ مرا تهدید می کرد که به خانه برگردم و با
اشاره و خشونت زیادی که بنظرم رسید دارد ناسزا هم می گوید و همچنان بهت زده بودم
بطرف خانه اشاره کرد و وقتی عقب رفتم خودش در حیاط را بست . او به زبان ترکی غیر
آذری و با لهجه عجیبی که تا آنروز نشنیده بودم و یک کلام از حرف هایش را متوجه
نشدم حرف می زد ! در خانه بودیم و بشدت کنجکاو و در این فکر که چه موقعی می توانم
در را باز کنم و به خانه خودم برگردم رادیو اعلام کرد که از امروز حکومت نظامی بر
قرار شده و پایان ساعت و روز آن را اعلام نکرد ولی عملاً حکومت نظامی فقط همان چند
ساعت صبح تا بعد از ظهر بود برای اینکه مردم از عصر وارد کوچه و خیابان شدند ! شب
ساعت ۴۵/۱۹ که برنامه سه ربع ساعته رادیو بی بی سی شروع می شد گوش کردیم که با آب
و تاب گفت در میدان ژاله عده زیادی مردم تظاهرات می کردند که سربازان ارتش به آنها
شلیک کردند و تعدادی که آمارش را نگفته اند ولی بسیار بیشتر از صد نفر است ! کشته
شده اند . فردا برای کاری به یکی از دانشگاه های بزرگ تهران رفتم ولی گفتند
دانشگاه ها اعتصاب کرده اند و تعطیل شده ، پرسیدم به دستور چه کسی اعتصاب کرده اند
؟ گفتند "سازمان همبستگی دانشگاه های ایران "
اعتصاب همه دانشگاه ها را ترتیب داده ، از یکی از استادان که با او آشنا بودم
پرسیدم این سازمان را چه کسانی راه اندازی کرده اند ؟ گفت خبر نداریم ! برگشتم از
دانشگاه خارج شوم کنار خیابان یکی از دختران دانشجو برای تاکسی ایستاده بود مسیرش
را پرسیدم که تا حدودی به راه من می خورد سوار شد و ضمن راه پرسیدم چه خبر است ؟
گفت مگر نمی دانید در میدان ژاله چند صد نفر را کشته اند ! پرسیدم سازمان همبستگی
دانشگاه های ایران دیگر چیست ؟ گفت برای اتحاد استادان و دانشجویان است پرسیدم چه
کسانی آن را تأسیس کرده اند ؟ او هم اظهار بی اطلاعی کرد .


-------------------------------------------------------------


کمی به عقب می رویم :


در حدود نیمه اردیبهشت ۵۷ اخبار رادیو ایران اعلام کرد
کودتایی در افغانستان صورت گرفته و رئیس جمهوری داودخان را برکنار کرده است .
احساس بدی به دلم افتاد خبرهای بعدی حاکی از کمونیستی بودن کودتا توسط شوروی و
تعیین شخصی به نام نورمحمد تَرِکی بعنوان رئیس جمهور بود .


-------------------------------------------------------------


در خرداد ۵۷ شایع شد والاگهر شهرام فرزند شاهدخت اشرف
پهلوی به روی شاه (یعنی دایی اش) تیر اندازی کرده . رادیو ایران این خبر را پخش
نکرد حتی بی بی سی هم پخش نکرد و بعداً معلوم شد کسانی این شایعه را پخش کرده اند
.


-------------------------------------------------------------


در امرداد ماه ۵۷ به چشم خودم دیدم حدود صد و خرده ای
نفر با لباس های تمیز و مرتب در خیابان روزولت (شهید مفتح بعدی) حد فاصل خیابان
تخت جمشید (طالقانی) و میدان ۲۵ شهریور (هفت تیر) به سمت شمال راه پیمایی می کنند
و شعارهای اعتراضی می دهند . ظاهرشان اصلاً به بازاری و اسلامی نمی خورد بعداً
فهمیدم دار و دسته جبهه ملی و نهضت آزادی بوده اند دنباله در نوشته بعدی
Rasti
فرضیات نزدیک به واقع


امروز با کنار هم گذاشتن پازل های بالا نتیجه می گیرم
از پایان جنگ دوم جهانی و بالا آمدن شوروی بتدریج چندین کشور در آسیا افریقا و
آمریکای لاتین توانستند از حکومت های استعماری غربی استقلال به دست آورده و غالب
آنها به سمت شوروی کشیده شوند برخی کمونیست شدند مثل انگولا و اتیوپی و موزامبیک
در افریقا و نیمه شمالی یمن در خاورمیانه و برخی مثل عراق و مصر و افغانستان و هند
و اندونزی در آسیا و گواتمالا در آمریکای لاتین با همان حکومت های ملی گرا در میان
دو ابرقدرت ،، متحد شوروی شدند . ایران گرچه اصولاً بر اساس "سیاست
مستقل ملی" که شاه اعلام می کرد عملاً متحد غرب بود
ولی زیر بار دیکته غرب نمی رفت و همچنین بر اساس سیاست واقعاً مستقلی که داشت روابط
بسیار خوبی (تأکید می کنم روابط بسیار خوبی) با اتحاد شوروی داشت . در زمان
استالین شوروی نیروهایش را از ایران خارج نمی کرد ولی با تهدید شاه و پرزیدنت هاری
ترومن رئیس جمهوری ایالات متحده و نیز با تدبیر یکی از قوی ترین سیاستمداران جهان
، مرحوم احمد قوام (قوام السلطنه) ، استالین که بخصوص بعد از جنگ و شکست دادن سخت
آلمان به چهره ای پرهیبت تبدیل شده بود ، کوتاه آمد و نیروهای شوروی از ایران خارج
شدند ، بعد در قضایای حزب توده و کودتای ۲۵ امرداد ۳۲ مصدق بر علیه شاه ، استالین
ماه بود که مرده بود و هنوز شوروی دوران رگل سیاست خارجی اش را می گذراند و بدین
خاطر و همچنین بدین علت که شورای رهبری جدید فهمیده بود انگلیسیها نفوذ عمیقی در
حزب توده پیدا کرده اند کتباً به سازمان نظامی حزب توده دستور دادند در این کودتا
هیچ نقشی ایفا نکنند و بعد هم که انگلیس برای جبران خطای محاسباتی در حمایت اولیه
از مصدق در آن سه روز ، ۱۸۰ درجه تغییر جهت داده بود تمام اطلاعات دست اولی را که
از حزب و سازمان نظامی اش داشت به تیمور بختیار رئیس وقت امنیتی ایران داد که توده
ای های زیادی بازداشت و برخی اعدام شدند (همه بر اساس اطلاعات سری انگلیس از درون
حزب توده) بعد جالب بود که سه تن توده ای از مرز ترکمنستان به شوروی گریختند ولی
آنها را دولت جدید شوروی با تغییر رویه خود و به قصد نزدیکی به حکومت شاه به ایران
مسترد کرد که بنا به قولی ، برای آنها در همان نقطه مرزی دادگاه صحرایی تشکیل شد و
هر سه تیرباران شدند . تغییر رویه شوروی نسبت به ایران روشی بسیار هوشمندانه بود
که در دوران رهبری نیکیتا خروشچف بسیار عمیق تر و گسترده تر شد و هر دو طرف برای
تعمیق این روابط شروع به گسترش روابط فرهنگی کردند . شوروی انجمن فرهنگی اش در
خیابان وصال شیرازی تهران را پربارتر کرد و کتاب های مؤسسه دولتی میر که همه با
چاپ اعلا و به زبان فارسی بود را عرضه نمود و دولت های امینی و منصور برنامه سفر
عده ای از سرشناس ترین خوانندگان ایرانی از جمله بانو دلکش و بانو مرضیه به شوروی
را تهیه کردند . نکته مهم در استقبال شاه از ارائه پیشنهادهای طرف روسی برای توسعه
همه گونه روابطِ به قول خانم گوینده رادیو مسکو "روابط
برابرحقوقی" ، این بود که خروشچف سخت به کیش شخصیتی
استالین حمله ور شده و با تمام قدرت برنامه استالین زدایی را به پیش می برد و این


دنباله در نوشته بعدی
Rasti
نیز منحصر نبود ، برنامه سفت و سخت استالین زیر عنوان
کامینترن یا کمونیسم بین الملل .......................... کنار گذاشته شد و
برنامه جدید و بسیار ملایم تری با عنوان کامینفرم
................................ دفتر اطلاعاتی کمونیستی جایگزین آن شد که در
دوران رهبری لئونید برژنف به سازمان کومکون برای پیشبرد روابط اقتصادی میان
کشورهای اردوگاه شرق تبدیل شد . روابط اقتصادی تجاری میان دو طرف در زمان برژنف
گسترش بسیار بیشتری پیدا کرد ، شاه که شخصاً هیچگاه پا به کشور چین نگذاشته بود
دستکم دوبار همراه با شهبانو فرح به شوروی رفتند که با پذیرایی ویژه از جمله
بازدید از تأسیسات فضایی و نشستن شاه درون سفینه فضایی همراه بود . اقلام صادراتی
زیادی از جمله برخی کالاهای الکترونیک و آزمایشگاهی و دوربین های عکاسی و شکاری که
شوروی در آن زمان در دنیا در محصولات اپتیک سرآمد شده بود وارد کشور می شد . روابط
ایران و شوروی وقتی نقش و اهمیت فوق العاده ای پیدا کرد که شاه بر اساس سیاست
مستقل ملی (که قاعدتاً مایه رنج بسیار غرب می بود) دو تجارت مهم و سرنوشت ساز را
با شوروی بنیان گذاشت نخست برنامه استخراج گسترده گاز و صدور به شوروی در مقابل
ساخت صنعت کلیدی ذوب آهن در ایران و دوم خرید تجهیزات نظامی از آن کشور با تأکید
بر دفاعی بودن آنها که البته این پروپاگاند شاه برای غربیها باورپذیر نبود ، شاه
نه تنها پدافند های ضد هوایی (جنبه دفاعی) ......................... و
............................... موسوم به شیلکا با هدایت راداری را از شوروی
خریده بود که نفربرهای پیشرفته ............ و تریلرهای عظیم تانک بر موسوم به ماز
را نیز به تعداد زیاد برای ارتش خریده بود و برای شهربانی و ژاندارمری خودروهای
سبک فرماندهی موسوم به گاز ۶۶ و کامیون بی دماغ گاز ۶۹ (ساخت کارخانه گاز) و
آمبولانس های صحرایی فراوانی برای ارتش در خریدهایش داشت و ایران نیز تراکتورها و
خودروی پیکان را در شوروی عرضه کرده و تراکتورهای تبریز را به چندین کشور اروپای
شرقی صادر می کرد . رادیو مسکو که هرشب برنامه فارسی اش را از ساعت ۲۲ به وقت
تهران داشت تا روز ۲۶ دی سال ۵۷ و با گذشت ماه ها از شروع فتنه غربی ۵۷ هیچگاه لحن
غیر دوستانه ای نسبت به حکومت محمدرضاشاه پهلوی ابراز نکرد . با این زمینه ها و
فکت هایی که شمرده شد پازل هایی برای تنظیم چند فرضیه اساسی در چرایی فتنه ۵۷
ایجاب می گردد :


 ده ها
دستگاه زره پوش ارتش در خیابان های پایتخت (مشاهده عینی نگارنده) حالی که از
تیربارهای سنگین آنها نوارهای فشنگ به علامت آماده شلیک آویخته بود ولی حتی یک
فشنگ آنها نیز شلیک نشد و همه برای نشان دادن دشمنی شاه با مردم و بدون هماهنگی و
موافقت سازمان اطلاعاتی ساواک .

دنباله در نوشته بعدی
Rasti
۵ ــ جنایتکارهایی که در میدان ژاله تعداد
معدودی از مردم را کشتند برخلاف تمام ادعاها و فرضیات مطرح شده تا امروز ، به
هیچوجه فلسطینی نبودند . اصولاً امکان ورود فلسطینیها به ایران از زیر چشمان ساواک
محال بود (ساواک ماه ها بعد با دستور شاپور بختیار تعطیل شد) ، محتمل ترین فرضیه
این است که آنها یکی دو گروهان سربازهای ترکیه عضو ناتو بودند که با خیانت امثال
فردوست و قره باغی رسماً و به اسم مسخره کمک به ارتش ایران وارد تهران کرده بودند
(مشاهده عینی نگارنده)                                      

پایان . چنانچه نظراتی دارید برای ارائه به من می توانید در پائین این نوشته ارائه کنید که بدانم مطمئناً از طرف شما است