💬‏تعجب نمی‌کنم اگر این ادعا درست باشد؛ به احتمال زیاد هست. این «تراستی» هم از همان تبار مهدی نصیری است؛ همان که تا یک سال پیش از سلطنت‌طلب‌شدن، نامه‌های دلسوزانه به خامنه‌ای اول می‌نوشت و از «دلسوزی» برای نظام دم می‌زد. این فرصت‌طلبی و ابن‌الوقتی، نه یک استثنا، که ریشه‌ای تاریخی در سیاست ایران دارد.

‏علی دشتی نمونه اعلای این خصلت است. او در بزرگ شدن رضا سوادکوهی مازندرانی — از رضا میرپنج به رضا شاه — نقش داشت و در دوران سلطنتش از هیچ تملقی فروگذار نکرد. در مجلس ششم، هفتم و هشتم، چه به نمایندگی بوشهر و چه ساوه، در خدمت تثبیت همان سلسله بود. اما وقتی متفقین پرونده سلطنتی را بستند که خود در معماری‌اش نقش داشتند، همان دشتی در مجلس فریاد زد چمدان‌های شاه را بگردند، مبادا جواهرات سلطنتی را با خود برده باشد. این همان «چمدان» است که در ادبیات سیاسی ایران به نماد ترس و فرار بدل شد؛ همان چمدانی که بزرگ علوی در داستانش از آن نوشت.

‏چپ دوآتیشه به ناگاه راست می‌شود. چپ مترقی ضدجنگ، از هول عقب ماندن از قافله، با جنگ‌طلبان گروه سیاسی تشکیل می‌دهد. کسانی برای دریافت عطایا، در حقیرانه‌ترین شکلش ناگهان بنفش می‌شوند و وقتی دیدند «خرده گندم ری» و حفظ مقام توهم است، یادشان رفت که موقع امضای برجام تیغ روی دوستان سابق کشیده بودند، به طرف آنان معلق‌زده و سینه‌چاک درگاه پهلوی شدند.

‏داعیه‌‌‌‌‌دارانی هستند که در ظرف یک سال بین رای به پزشکیان تا حمایت از رضا پهلوی و دفاع از جنگ آزادی‌بخش و بعد مخالفت با جنگ سعی صفا و مروه سیاسی کرده‌اند! پیش از آن هم کسی بوده که در «زن زندگی آزادی» دنبال ملاقات با رضا پهلوی بوده، دو سال بعد دعوت‌کننده رای به پزشکیان بوده و بعد به ایران رفته است. مدعی دانش جامعه‌شناختی روزگاری از دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم دفاع می‌کرد، امروز نه‌تنها جنگ‌طلب شده بلکه منکر مرز هم شده است و احتمالا قدرت‌‌های جهانی از ما بهتران حق دارند در جهان عاری از «توهم مرز» بمب اتم هم بر روی کشورهایی مانند ایران بریزند.

‏کسانی بودند که وقتی ترامپ و نتانیاهو به ایران حمله کردند و فکر کردند دیگر کار نظام تمام است، با توهم مشخص شدن سرنوشت نیم قرن آینده سیاست ایران، برای حمایت سیاسی از تجمع ۱۷ و ۱۸ دی (با فراخوان رضا پهلوی و شعار محوری «جاوید شاه» و حمایت موساد و سیا ‌و وعده کمک ترامپ)، دعوا راه انداختند اما بعد از اینکه حباب تصورات نادرست‌شان ترکید، به یک باره شارح نظرات سعید مدنی شدند که چرا اعتراضات دی‌ماه پاس گل به اقتدارگرایی بود! 

‏این ابن‌الوقتی، این هرهری مسلکی، پیشبینی‌ناپذیری و در واقع عضویت در حزب باد از پایه‌های ناپایداری سیاست در ایران است. همان تذبذبی که دشتی را از تملق به تخریب کشاند، امروز نصیری را از «ارزشی» به سلطنت‌طلبی می‌برد، «آنارشیست دیروز» را «سلطنت‌طلب» امروز می‌کند! و زنجیره “مائوئیسم، توابی در برابر اعلیحضرت همایونی، انقلابی شدن، اصلاح‌طلبی و پهلوی‌طلب شدن” را شکل می‌دهد.

‏دلیل اصلی آن هم این است که چرخندگی سیاسی هزینه ندارد. جامعه اگر حساس باشد و پاسخگویی را طلب کند آنوقت رفتارهای غیرمسئولانه فعالان سیاسی و‌مدنی را تا حدی مهار می‌کند.

‏بی‌اصولی باعث رونق فرصت‌طلبی می‌‏شود و چرخه‌ای را تقویت می‌کند که هر بار چهره‌ای نو از آدم‌ها می‌سازد و خواسته و یا ناخواسته فساد سیاسی و مالی را بازتولید می‌کند.
#علی_افشاری

https://x.com/abdimedia_net/status/2102501814067249279?s=46

⭕Ellinne

Comments

Be the first to add a comment