Stockdale Paradox
✳️✅ یکی از آن مفاهیم مدیریتی است که در ظاهر تناقض دارد، چگونه میتوان هم به آینده امیدوار بود و هم نسبت به امروز کاملاً واقعبینانه نگاه کرد؟
■ ریشه مفهوم به تجربه واقعی دریاسالار جیمز استاکدیل (James Stockdale) برمیگردد.
او در جنگ ویتنام در سال ۱۹۶۵ اسیر شد و بیش از هفت سال و نیم را در زندانهای ویتنام شمالی گذراند. در این مدت شکنجه شد و در سلول انفرادی بود سالها بعد، جیم کالینز هنگام تحقیق برای کتاب Good to Great با او گفتوگو کرد.
کالینز از استاکدیل پرسید چه کسانی نتوانستند شرایط اسارت را تحمل کنند. پاسخ او مشهور شد:
● خوشبینها
کالینز تعجب کرد. استاکدیل توضیح داد؛ تکرار امیدهای زماندار و شکستخورده سرانجام بعضی از خوش بین ها را از نظر روانی فرسوده میکرد. اما خود استاکدیل ناامید نبود. برعکس، میگفت هرگز ایمانش را به اینکه در نهایت از این وضعیت عبور خواهد کرد از دست نداد.
همین دوگانه بعدها پارادوکس استاکدیل نام گرفت:
ایمان خود به موفقیت نهایی را حفظ کن، اما همزمان با سختترین واقعیتهای وضعیت فعلی روبهرو شو. این دقیقاً مرز میان امید و خوشبینی سادهلوحانه است.
مدیر خوشبین ممکن است بگوید: نگران نباشید، سه ماه دیگر اوضاع درست میشود.
مدیر بدبین میگوید: کاری از دست ما برنمیآید.
اما مدیر استاکدیلی میگوید: شرایط بسیار بد است، اما راه عبور را پیدا خواهیم کرد.
● چرا این مفهوم امروز مهمتر شده است؟
در بحران، مدیران معمولاً میان دو خطا گرفتار میشوند: یا واقعیت را برای حفظ روحیه زیباتر از آنچه هست روایت میکنند، یا چنان بر مشکلات تمرکز میکنند که سازمان امید و انرژی خود را از دست میدهد.
🔺پارادوکس استاکدیل را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: نه واقعیت را قربانی امید کنید، نه امید را قربانی واقعیت.
https://t.me/ExecutiveManagementhttps://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q