🎥مجری به حوا و آسیه میگه میشه دیگه نرین کنار برکه هر دوتا همزمان میگن چیکار کنیم آب نداریم، آسیه میگه مجبوریم.
یکسال پیش آسیه و حوا میرن کنار برکه روستاشون آب بیارن که گاندو به حوا حمله میکنه و دستش قطع میشه، آسیه اونو از دهن گاندو(تمساح) میکشه بیرون و جانشو نجات میده.
💬 نوید برهانزهی @Fars_plus