✳️ شش خطای رایج مدیران در مدیریت ریسک✳️ در یکی از ماندگارترین مقالات Harvard Business Review، نسیم طالب (Nassim Taleb)، دنیل گلدستاین (Daniel Goldstein) و مارک اسپیتزناگل (Mark Spitznagel) به یک توهم خطرناک حمله میکنند: اینکه تصور کنیم میتوان آینده را پیشبینی کرد.
🟢 در جهانی سرشار از رویدادهای غیرقابلپیشبینی، آنچه سازمانها را نجات میدهد «پیشبینی» نیست، بلکه کاهش آسیبپذیری و تقویت تابآوری است.
🔵 نویسندگان شش خطای کلاسیک را معرفی میکنند که هنوز در تفکر مدیران دربارهی ریسک تکرار میشود:
🟫 باور به توان پیشبینی رویدادهای افراطی: هیچکس قادر به پیشبینی قویترین شوکها نیست. تمرکز بر پیشبینی، ما را از آمادهسازی برای پیامدها غافل میکند.
🟧 اعتماد به گذشته برای پیشبینی آینده: در نظامهای پیچیدۀ امروزی، تاریخ تکرار نمیشود؛ بلکه گمراهکننده است.
🟨 بیتوجهی به توصیههای «چه نباید کرد»: در مدیریت ریسک، اجتناب از خطا مهمتر از جستجوی سود است. استادان شطرنج میدانند که برد با پرهیز از اشتباه حاصل میشود.
🟪 اندازهگیری ریسک با انحراف معیار: هیچ عددی نمیتواند پیچیدگی و شدت واقعی ریسک را نمایندگی کند.
⬛️ نادیدهگرفتن روانشناسی ریسک: نحوۀ بیان ریسک بههمان اندازه مهم است که محاسبۀ آن.
⬜️ حذف افزونگی بهنام کارایی: سازمانی که هیچ ظرفیت اضافی ندارد، با یک شوک کوچک فرو میریزد. طبیعت با دو کلیه و دو ریهاش نشان داده که بقا یعنی «ظرفیت اضافی».
🔴 نکتۀ کلیدی: مدیریت ریسک یعنی ساختن سازمانهایی که نهتنها از بحرانها جان سالم به در میبرند، بلکه از دل آنها قویتر بیرون میآیند.
همانطور که طالب میگوید:
«بزرگترین ریسک در درون ماست؛ در اعتمادبهنفس بیشازحد و غرورمان».
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement