⭕️ خبردرمانی؛ راهکار دولت برای کنترل قیمت ارز
📌 هیچ برنامه مدون و چشمانداز روشنی برای بهبود روابط بینالمللی ایران وجود ندارد
♦️روند رشد تدریجی قیمت ارز در هفتههای اخیر همچنان ادامه دارد. در حالی که دولت ابراهیم رئیسی کمکم از هیاهوی انتخاباتی فاصله میگیرد و افکار عمومی بیش از گذشته بر روی وعدههای او متمرکز میشود، رئیسی باید کمکم خود را برای تقابل با مشکلات آماده کند. دولتی که با حمایت رهبر جمهوری اسلامی و در شرایط ویژه و بهرهمندی از رانت توانست به قدرت برسد، به جز ضعف در پایگاه اجتماعی، با مسائل عمده دیگری نیز دست به گریبان است؛ پیش از هر چیز اقتصاد.
تا پیش از تحریمها، ماه عسل نفت ۱۰۰ دلاری به کمک دولت آمده بود. هر روز پروژه جدید تعریف میشد و این پول سرشار روانه جامعه میشد. حاکمان ایران سرمست از اینکه میتوانند جامعه را راضی نگه دارند، به دستاندازی و تجهیز گروههای شبه نظامی برونمرزی اصرار میکردند.
از زمان تنگ شدن حلقه تحریمها در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، حکومت ایران متوجه شد که دسترسی به پول و خصوصاً ارز دیگر مثل گذشته نیست. حکومت ایران هر روز از هزینههای غیرنظامی کم میکرد تا بتواند از گردنه بحران عبور کند، اما هزینهها و بار مالی برنامههای برونمرزی سپاه آنقدر زیاد شده بود که دیگر نمیشد بدون ارز سرشار نفتی آن را اداره کرد.
کار آنچنان سخت شد که در نهایت با «نرمش قهرمانانه» حاکمیت تن به برجام داد. قرار بود برجام راه تنفس را باز کند، اما توقع غرب فقط بخش هستهای نبود، انتظار میرفت ایران تغییری در مشی سیاست خارجی خود اعمال کند که البته این طور نشد. در نهایت با روی کار آمدن ترامپ، برجام هم از دست رفت. توافقی که حتی با آمدن رئیسجمهوری جدید در ایالات متحده، چشمانداز مثبتی در مورد احیای آن وجود ندارد.
در نبود پترو دلارهای همیشگی، دولت حسن روحانی سعی کرد با استفاده از منابع ذخیره شده خارجی موقتاً کشور را اداره کند، اما عدم عضویت ایران در پیمانهای جلوگیری از پولشویی و حمایت این کشور از گروههای تروریستی باعث شد تا حتی دسترسی به این پولها نیز غیر ممکن شود.
در این شرایط دولت ایران دیگر راهی نداشت جز استقراض از بانک مرکزی.
بازار ارز در نبود صادرات نفتی هر روز با کمبود بیشتری مواجه شد. بهطوری که برخی مواقع جهشهای چند صد درصدی را طی مدت کوتاهی تجربه کرد. دولت روحانی که ناچار بود هزینه سنگین جاری کشور را تأمین کند و پولی هم در دسترس نداشت، با انتشار اوراق مشارکت و افزایش سطح پایه پول ملی در صدد جبران کسری بودجه برآمد. راهکاری خطرناک که اگرچه سو مدیریت در آن نقش داشته است، اما عدم ارتباط تجاری بینالمللی بیش از هر چیز دیگری بر روی آن مؤثر بوده است.
در این شرایط دولت ابراهیم رئیسی روی کار آمد. دولتی که هم باید دیون انباشته دولت را پرداخت کند، هم ضامن اوراق قرضه فروخته شده است که از قضا موعد آن نزدیک است، هم دسترسی به پولهای بلوکه شده ندارد و هم بر اساس نظر رهبر جمهوری اسلامی، قرار نیست برجام را احیا کند.
ادامه مطلب... 🖌 امیر سلطانزاده