از خدمات چسلام به بشریت

به یاد اوز و نائومی و عشق زیبای آن‌ها 🕯

این داستان ظلم غیر قابل تصور است.

این داستان درباره اوز و نائومی است که می‌خواستند برقصند و عاشق باشند.

زمانی که هیولاها به جشنواره موسیقی نفوذ کردند، اوز و نائومی سعی کردند با ماشین خود فرار کنند، اما گلوله‌های تروریست‌ها به اوز اصابت کرد و او به شدت مجروح شد.

نائومی با نیروهای امدادی تماس گرفت و درخواست کمک کرد. اما همه چیز کاملا آشفته بود، هیچ کس نتوانست بیاید و از او خواستند با پیراهنش روی مکان اصابت گلوله فشار بیاورد تا خونریزی بند بیاید و او نیز چنین کرد.

تصور کنید نائومی این دختر شجاع، فریاد می‌زند و التماس کمک می‌کند و با دستانش که با خون عشقش آغشته است، سوراخ‌های بدن او را فشار می‌دهد.

دقیقا در همان ثانیه‌ها، زمانی که اوز در حال مرگ در کنار او افتاده بود، تروریست‌ها به نائومی نزدیک شدند و پرسیدند: "آیا سلاح داری؟" نائومی پاسخ داد: "نه" و تروریست‌ها این دو عاشق جوان را به قتل رساندند.

نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.
@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment