🖋 موسی، نجاتدهندۀ قوم یهود، کسی که به این قوم دین و قوانینشان را اعطا کرد، به زمانهایی آنچنان دور تعلق دارد که بیدرنگ این سؤال پیش میآید که آیا واقعاً او یک شخصیت تاریخی است یا چهرهای افسانهای. اگر او شخصیتی تاریخی باشد، زمان زندگیاش قرن سیزدهم یا چهاردم قبل از میلاد بوده است؛ ما دربارۀ وی جز آنچه در کتب مقدس و روایات مدون یهودیان به دست میآید، اطلاعات دیگری در اختیار نداریم. هر چند نمیتوان یقین حاصل کرد، ولی اغلب مورخان در این نکته توافق دارند که موسی واقعاً وجود داشته و مهاجرت [یهودیان] از مصر که به رهبری او انجام شد، وقوع یافته است. دلایل خوبی بیان شده در مورد اینکه اگر فرضیۀ وجود تاریخی موسی را کنار بگذاریم، آنگاه تاریخ بعدی اسرائیل غیرقابل فهم میشود. علم، امروزه خیلی محتاطتر شده و نسبت به زمانهای آغازین پژوهشهای تاریخی، [امروزه] بسیار ملایمتر با سنت برخورد میکند.
🖋 آنچه در مورد شخصیت موسی، در درجۀ اول توجه ما را به خود جلب میکند، نام اوست که به عبری «موشه» تلفظ میشود. نخست لازم است بپرسیم: ریشۀ این نام از کجا میآید؟ معنی آن چیست؟ میدانیم که در باب دومِ سِفر خروج [در تورات] از قبل به این سؤالات پاسخ داده شده است. در آنجا نقل شده که یک شاهزاده خانم مصری، پس از نجات دادن بچه از آب نیل، او را موسی نامید و دلیل این نامگذاری، ریشۀ واژۀ موسی به معنای «نجاتیافته» ذکر شده است. اما این توضیح آشکارا ناکافی است. یکی از مؤلفین واژهنامۀ یهود میگوید تفسیر تورات از نام «نجاتیافته» ریشهشناسی عامیانه است که با شکل معلوم عبری «موشه» (که در بهترین حالت «نجاتدهنده» معنی میدهد [و نه «نجاتیافته»]) سازگار نیست. این استدلال را با دو نکتۀ دیگر نیز میتوان تأیید کرد: اول، این بیمعنی است که یک شاهزاده خانم مصری با ریشۀ واژگان عبری آشنا باشد؛ دوم، به احتمال زیاد آبی که بچه از آن نجات داده شده، آب نیل نبوده است.
📚 از کتاب «موسی و یکتاپرستی»، نوشتۀ زیگموند فروید
📚@philosophycafe