نِمِسیس در اسطوره شناسی یونان باستان، دختر شب، تجسد عدالت آسمانی و قهر و خشم خدایان جاودان است بر آدمیان فانی گناه کار. نِمِسیس قانون شکنان را کیفر می دهد
نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی و زیاده خواهان را بر جای خود می نشاند [۱]. نام این رب النوع انتقام جو، در میانه های دهه ۱۹۷۰ میلادی زینت بخش عنوان نه یکی، بلکه دو کتاب از ده کتابی شد که قاطبه ی علما متفق القول اند تاثیرگذارترین اسناد کل تاریخ سیاست گذاری در سلامت بوده اند [۲]: «کارکرد طب: رویا، سراب یا فرشته انتقام؟» [۳] به قلم توماس مک کیون و «طب: فرشته انتقام و مصادره به مطلوب سلامت» نوشته ایوان ایلیچ [۴]. هر دوی این کتاب ها به شایستگی هر چه تمام تر و با اتکا بر آمار و ارقامی دقیق کوشیده اند اثبات کنند که اولاً حرفه طب مهم ترین عامل موثر بر ارتقای سلامت نوع بشر نیست، ثانیاً سلامت آدمی در جاهایی بسیار دورتر از اتاق عمل جراحی و مطب پزشک و داروخانه ریشه دارد و ثالثاً اگر بیماری های پزشک زاد – یا همان ایاتروژنیک خودمان - نبود، حال و روز انسانِ ربع آخر قرن بیستم از اینی که هست خیلی بهتر بود.

ادامه 👇👇👇

http://yon.ir/serrL

@PhilosophyCafe ♨️

Comments

Be the first to add a comment