✳️ بالا رفتن از نردبان ثروت✅ ثروت یک فرد تنها به میزان پولی که دارد محدود نمیشود، بلکه به میزان نیروی کاری که میتواند فرماندهی کند نیز وابسته است. این بینش آدام اسمیت از ثروت است به عبارت سادهتر، هرچه فردی ثروتمندتر باشد، قدرت بیشتری بر دیگران دارد، زیرا میتواند تعداد بیشتری از مردم را به کار گیرد. بنابراین بینش، ثروت را نمیتوان صرفا به توانایی خرید محدود کرد بلکه قدرتی که با ثروت همراه است نیز میباید در نظر گرفت.
در دنیای امروز، ثروتمندترین افراد (مانند ایلان ماسک، جف بزوس، کارلوس اسلیم، بیل گیتس و سایرین) قدرتی بیسابقه دارند. ثروت آنها چنان زیاد است که اگر بخواهند، میتوانند میلیونها نفر را فقط با درآمد سالانه خود به کار بگیرند. این نشان میدهد که تمرکز ثروت به شدت افزایش یافته و به افراد فوقالعاده ثروتمند نفوذی بسیار فراتر از گذشته داده است.
از کلمات یونانی پلووتوس (به معنای ثروت) و کراتوس (به معنای قدرت یا حکومت) ترکیب پلوتوکراسی Plutocracy را میتوان استخراج کرد. این اصطلاح به سیستمی اجتماعی یا حکومتی اطلاق میشود که در آن افراد ثروتمند، چه به صورت فردی و چه به صورت یک طبقه، کنترل غالب بر تصمیمات سیاسی و اقتصادی دارند. در یک پلوتوکراسی، ثروت اصلیترین معیار برای به دست آوردن قدرت است، نه عواملی مانند دموکراسی، شایستگی یا عدالت. در چنین نظامی کسانی که ثروت زیادی دارند از منابع خود برای تأثیرگذاری یا کنترل تصمیمات سیاسی استفاده کرده و فرآیندهای دموکراتیک را دور میزنند. پلوتوکراسیها به سطح بالایی از نابرابری اقتصادی تمایل داشته و فاصله زیادی بین نخبگان ثروتمند و بقیه جامعه مشاهده میشود. طبقه ثروتمند معمولاً نفوذ زیادی بر قوانین، مقررات و سیاستها دارد تا از ثروت و قدرت خود محافظت کند یا آن را افزایش دهد. جامعه امروز آمریکا را میتوان مصداقی از چنین نظامی دانست، حمایتهای مالی و رسانهای از دو حزب اصلی برای پیروزی در انتخابات موضوعی نیست که امروز بتوان آن را انکار کرد.
شکاف در حال گسترش بین ثروتمندان و بقیه مردم فقط به دلیل جهانیشدن و تغییرات فناوری نیست. بلکه، این عوامل قدرت چانهزنی را به نفع اقلیت ثروتمند روز به روز تقویت کرده است و این قدرت، سایر ساختارهای موجود را به نفع اقلیت ثروتمندتر تغییر داده است.
آکسفام (Oxfam) یک کنفدراسیون بین المللی متشکل از 20 سازمان مستقل است که در بیش از 90 کشور با یکدیگر در مورد مسائلی چون فقر و نابرابری اقتصادی همکاری میکنند. طبق گزارش سال ۲۰۱۶ این سازمان که بر اساس دادههای کتاب سالانه ثروت جهانی Credit Suisse و لیست میلیاردرهای Forbes تهیه شده، در سال ۲۰۱۵، تنها ۶۲ نفر به اندازه نیمی از جمعیت جهان ثروت داشتند. این تعداد کاهش چشمگیری نسبت به سال ۲۰۱۰ داشته به نحوی که در این سال ۳۸۸ نفر به اندازه نیمی از جمعیت جهان ثروت داشتند. در واقع این آمار از شکاف فزاینده بین ثروتمندان و فقرا حکایت دارد، بهویژه اینکه چگونه ثروت به طور فزایندهای در دست تعداد کمتری از افراد متمرکز میشود. این تغییرات، تنها در طول پنج سال، نشاندهنده سرعت متمرکز شدن ثروت است.
گزارش دیگری که در سال 2023 منتشر شده است نشان میدهد یک درصد ثروتمندترین افراد دنیا تقریباً دو سوم از کل ثروت جدید ایجاد شده از سال ۲۰۲۰ را در اختیار دارند که این مقدار به ۴۲ تریلیون دلار میرسد. این میزان تقریباً دو برابر ثروت ۹۹٪ پایینتر جمعیت جهان است.
https://www.oxfam.org/en/press-releases/richest-1-bag-nearly-twice-much-wealth-rest-world-put-together-over-past-two-yearsگزارش دیگری نشان میدهد در طول همه گیری کرونا ثروت ده نفر ثروتمند دنیا دو برابر شده است این در حالی است رکود و بیماری در طول کرونا منجر کاهش درآمد اکثریت شده است. شواهد و گزارشات زیادی در مورد تعمیق نابرابری وجود دارد اما آیا این شرایط را میتوان تصادفی دانست؟
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement