▪️مشارکت▪️ستگادین ۲ شهریور ۱۴۰۱
رقابت میکنید ولی ممکن است دربارهی اینکه با چه کسی رقابت میکنید، دچار اشتباه شوید.
عکاس فریلنسر عروسیها میتواند به راحتی تصور کند که سایر عکاسان حرفهای در شهر باید کنار زده شوند.
نویسندهی رمان ممکن است تصور کند که سایر نویسندگان رمان، در حال رقابت بر سرِ تصاحبِ قفسهها و فروش بیشتر هستند.
من میتوانستم به جای برقراری ارتباط با Simon یا Brene یا Pema، آنها را نادیده بگیرم یا رفتار سردی با آنها داشته باشم.
ولی کیک میتواند بزرگتر شود.
رقابت در دو جاست:
- شرکتها و سیستمهای بزرگ
- بیتفاوتی
سالها قبل وقتی ارائهدهندگان پیشرو AOL در یک کنفرانس سالانه گردهم آمدند و یادداشتها را مقایسه کردند، همهی ما در مذاکرات مربوط به قرارداد بعدیمان، سود بیشتری کسب کردیم. نه برای تنظیم قیمتها بلکه بخاطر یادگیری.
وقتی تأمینکنندگان کوچک، اطلاعات و بینش خود را به اشتراک میگذارند، نه تنها راههایی برای کاهش هزینهها مییابند بلکه اهرمهای بیشتری برای دست و پنجه نرمکردن با بروکراسیهای پیش رویشان پیدا میکنند. این یک کار کلیدی برای نمایندگیهاست: پخش اطلاعات بین تأمینکنندگان مختلف.
و زمانی که سخنرانها یا نویسندگان یا موسیقیدانها با هم کار میکنند، بتدریج، بیتفاوتی را کاهش میدهند و به بخشهایی از جمعیت که اهمیتی نمیدادند یا بیتوجه بودند، انرژی میبخشند.
برای Walmart و Target، خوب نیست که جلسات مخفیانه داشته باشند ولی برای شرکتهای کوچکی که با آنها کار میکنند، اقدام کاملاً مناسبی است تا بفهمند چطور با هم متحد شوند تا با آنها منصفانهتر رفتار شود و چگونه باید تقاضا برای محصولاتشان را افزایش دهند.
تلفن را بردارید یا یک ایمیل بفرستید. چند نفر را که دقیقاً در موقعیت شبیه شما هستند پیدا کنید. ممکن است متوجه شوید که آنها به خاطر این تماس از شما قدردانی میکنند. همهی شما از این کار سود خواهید برد. همچنین کسانی که به آنها خدمت میکنید.
.