دزدی دزدی است، حتی اگر اسمش را عدالت اجتماعی بگذارید!

هنوز از مرگ غم انگیز دو جوان کولبر زمان زیادی نگذشته که ماهیگیری های سیاسی از این جریان شروع شده است، از جمله یکی از نامزدهای ورود به انتخابات مجلس نوشته است: ‌‏"با مالیاتی که از سلبریتی‌ها نمی‌گیریم می‌توان به بیش از ۱۰هزار ‎کولبر ماهیانه بیش از دو و نیم میلیون تومان حقوق پایه را پرداخت کرد. این البته کمتر از مالیات میلیاردی است که از پزشک ها و دلالان مسکن و خودرو و ... گرفته نمی شود".

این خصلت اهل سیاست است که با دامن زدن به شکاف ها دنبال جلب رای و کسب قدرت اند و فهم انگیزه های پس پروپاگاندای مالیات (هنرمندان، پزشکان و ...) دشوار نیست. سوالی که باید بپرسید این نیست که چرا فلان گروه مالیات نمی دهد؟ بلکه باید پرسید همین مالیات فعلی و ثروت عمومی چطور هزینه می شود؟ چطور می توانم مطمئن باشم پول مالیاتی که خواهم پرداخت واقعا در جهت خیر عمومی و نه ملاحظات سیاسی دولتی ها هزینه می شود؟

شاید باید به تمام کسانی که اینقدر راحت در مورد گرفتن دارایی و ثروت دیگران و خرج آن اظهار نظر می کنند، بدبین بود. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

3 comments

بسیاری از ثروتمندانی که از پرداخت مالیات فرار میکنند از نیروی کار آموزش‌دیده توسط بخش عمومی، نظام حقوقی و زیرساخت‌هایی که بخش ‌عمومی به واسطه‌ی مالیا‌ت‌ستانی از عامه‌ی ‌مردم تامین کرده بهره‌برداری میکنند تا به چنین ثروت و درآمد قابل توجه‌ای دست پیدا کنن‌. اگر نیروی کاری نبود که با بهره‌برداری از اون محصولاتی تولید کنند و اگر زیرساختارهای عمومی‌ای که از جیب جامعه تامین شده فراهم نبود اون‌ها نمیتونستن به چنین درآمدی برسن. پس اگر اون‌ها سهم منصفانه‌شون رو به دولت نپردازن عملاً دارن از باقی افراد جامعه (که مالیاتشونو می‌پردازن) سواری مجانی می‌گیرن. عبارت "مالیات سرقت است" در نهایت مارو به این نتیجه میرسونه که کالاهای عمومی‌ای نظیر امنیت و قضاوت رو هم به بخش خصوصی بسپاریم که فکر نکنم چنین ایده‌ای مطلوب شما و بنده باشه. درآمد افراد در یک جامعه‌ی بازاری ماحصل همکاری اجتماعی اون افراده. چون انسان‌های ایزوله‌شده‌ای مثل رابینسون کروزوئه نیستیم که در یک جزیره ایزوله‌شده نیروی کارمون رو با منابع طبیعت ترکیب کنیم و "به تنهایی" فرآورده‌ای رو حاصل کنیم. در مجموع من فکر میکنم چیز "مقدس"ی در توزیع درآمد ملی میان افراد جامعه وجود نداره چراکه این توزیع درآمد غالباً ماحصل قدرت چانه‌زنی افراد جامعه در سهم‌بری از تولیداتیه که طی یک همکاری اجتماعی حاصل شده.
با درود و احترام
توهم و اندیشه انتزاعی زیان آفرینی که ضد آزادی و عقلانیت و نیز واقع بینی در کشورداریست. البته سیاست بازی که نه، اما خاله بازی های کودکانه و سرگرم کننده ای تکراری و نخ نما شده ایست ، هم در ایران و هم در جهان

و سوال بنیادین این که: کدام انتخابات؟ کدام مجلس؟
شاید هم لازم باشه که اول از همه ده سال پول نفت در بودجه نیاد که کم و کیف خرجکرد مالیات بتونه تبدیل بشه به پرسش عمومی