🗯 گفتم: "خوش به حالت، دنیات کوچیکه و خیالت راحت؛ جواب ساده میدی به ذهن تنبل جماعت؛ نمی‌فهمی یعنی چی واقعیت لایه‌لایه‌ست، مهم اینه دست کی افتاده باشه روایت".
گفت: "باشه، تو دنیات بزرگ و خفنه اینقدر که سرت گیج میره؛ جوابات همه بی‌اثره، مسئله به دور حلقت پیچیده؛ مشکلت اینه یکی مثل من نخواسته تو رو نخبه ببینه؛ فقط چون بلده بهتر از من کلمه توی جمله بچینه".

🗯 گفتم: "خوش به حالت، به خودت حق میدی همه چی بخوای؛ کلاً مُرد اون انسان که فکر می‌کرد و عقیده داشت؛ عقیده، امروز کالای ارزون توده‌هاست؛ گذشت اون زمان که عقیده‌ها هزینه داشت".
گفت: "قضیه این نیست کی هزینه داده، عقیده می‌تونه یه ایده باشه؛ تو نظر بقیه رو می‌شنوی اگه لای عقاید خودت جا شه".

🗯 گفتم: "خوش به حالِت که سرت گرم سرخ گونه‌هات؛ کل نگرانیت اینه کی نوک زد به دونه‌هات؛ واسه‌ت مهم نیست که کی‌ای، کجایی و چی می‌خوای؛ یا تفالۀ فکر کی شده جاری تو روده‌هات".
گفت: "می‌ترسی از دنیای من که واسه همه‌مون قابل فهمه؛ ببین این لایۀ واقعیت رو که نظر تو هم محصول یه جَمعه؛ تو با مطالعه رشد کردی، من با چَک بابام؛ ایده‌آل تو گذشته‌ست، آینده مال ماهاست؛ نگو که نگرانی ما کی‌ایم و چی می‌خوایم؛ واسه‌ت کافیه به ما نگاه کنی از اون بالاها".

🗯 گفتم: "نه توان تصور، نه اهل بحث و تعقل، فقط یه چایی پررنگ بعد خواب بعدازظهر؛ بعد، یه ناهار پرچرب با اصحاب تجمل؛ خفه می‌میرین همه تَش به دار توقع".
گفت: "نگو بحث و تعقل، بگو فتوا و تذکر؛ بعدم یه قهوۀ بی‌شیر و شادی پس از گل؛ تَشَم یه شام سنگین تو تنهایی و در صلح؛ خفه می‌میری تَش توی صحرای تکبر؛ التماس تفکر".

🗯 گفتم: "نفرت زبونه می‌کشه از شکاف‌های جامعه؛ همه تو خودشون گیرن در انتظار فاجعه؛ مرزها از بین میرن بین رؤیا و خاطره؛ فقط یه راه مونده، مقابله مقابله".
گفت: "نه با زور و ترس، نه واسۀ پول؛ بدون بحث و بدون زور؛ نخوری به درد می‌ریزمت دور؛ دور دور، می‌ریزیم می‌ریزیم می‌ریزیم دور".

📢 تمام نقل‌قول‌های بالا (عبارات داخل "...") از متن آهنگ «مقابله» (از بهرام نورایی) گرفته شده؛ من فقط ترتیب عبارات رو جابه‌جا کردم و اون رو به صورت یه گفتگوی دو نفره درآوردم.

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh
"اونا رو پولهاشون به هم نزدیک کرد، ما رو باورامون".

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment