😭*خانم لمبتون کیست؟*
😭 او در سال ۱۳۳۲ تز خود را به دولت بریتانیا چنین تقدیم کرد:
🤮. "نه شاه و نه مصدق ،
بلکه حکومت اسلامی شیعی".
(مختصر آشنایی با خانم آن لمبتون جاسوسه- ایرانشناس بریتانیایی)
خانم لمبتون برجستهترین جاسوس بریتانیایی که از سال 1953 تا 1971 میلادی به مدت 26سال کرسی زبان
فارسی دانشکده مطالعات آسیایی و آفریقایی دانشگاه لندن را در اختیار داشت، دکترای خود را در رشته زبان فارسی و تاریخ ایران دریافت کرد و در اواسط دهه 1930 میلادی برای تکمیل مطالعاتش برای اولین بار به ایران سفر کرد.
خانم لمبتون در جریان جنگ جهانی دوم و استعفای رضاشاه پهلوی از سلطنت، وابسته مطبوعاتی سفارت بریتانیا در تهران بود .
او چندین کتاب درباره زبان فارسی و اوضاع تاریخی و اجتماعی ایران نوشت و انتقادهای صریح او از کمبودهای انقلاب سفید در دو کتاب "زمیندار و رعیت" و "اصلاحات ارضی در ایران" باعث سردی روابطش با محمدرضا شاه شد.
مخالفت ایشان با اصلاحات ارضی یا انقلاب سفید نه از بهر نقد مثبت و سازنده این حرکت بزرگ اجتماعی در تاریخ معاصر ایران باشد، بلکه ایشان کلا" با مدرنیته و گام نهادن ایران به جهان نوین و پیشرفت اجتماعی ایران و ایرانیان مخالف و دیدی منفی داشت.
البته طبق منافع کشور متبوعش، به درستی بر این باور بود که مدرن شدن ساختار اجتماعی و صنعتی و فرهنگی ودر نهایت سیاسی ایران باعث میشود کنترل سیاسی بر روی این کشور مهم خاورمیانهای توسط کشورهای صنعتی و محتاج به منابع انرژی منطقه غیر ممکن یا به حداقل امکان برسد و طبعاً این به سود منافع کشورهای بزرگ و صنعتی نبود، از این جهت ایشان همیشه به تئوریهایی مثل "ولایت فقیه" برای آنچه " مردم شیعه ایران" مینامید تمرکز خاص داشت و ریشه کینهاش به شخصی مثل محمدرضاشاه و یا محمد مصدق همین بود که اینان خواستار گذار ایران به عصر نوین خود بودند، از این جهت خانم لمبتون کسی بودکه در بحبوحه نزاع سال 32 تز خود را چنین به دولت بریتانیا تقدیم کرد:
"نه شاه و نه مصدق ، بلکه حکومت اسلامی شیعی".
به عبارتی ایشان بازگشت به عقب را برای مردم ایران تجویز می کرد تحت عنوان کلی بازگشت به فرهنگها و سنتها.
البته اسلام و شیعه از نظر ایشان در صدر شاخصهای فرهنگی مردم ایران به شمار میآمد و تقویت این مورد را لازم میدانست!
میس لمبتون یکی از کارشناسان مسائل ایران، اسلام، جهان عرب و از جاسوسان برجسته بریتانیایی که به اغراق میتوان گفت که او ایرانی را از خود ایرانیان بهتر میشناخت، براین باور بود که انگیزههای اصلی زنده ماندن فرهنگ و هویت ایرانی سه چیز است:
"زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی، میهنپرستی ایرانی" و ایران بدون این سه ویژگی، توانایی ادامه حیات را نخواهد داشت. ایشان بین ناسیونالیسم ایرانی تفاوت قائل میشد و باور داشت که چون نمیتوان ایران را (عربیزه) کرد پس باید حکومت اسلامی متناسب با تفکر خاص این جامعه را تجویز کرد که حکومت شیعی جزو تز پیشنهادی ایشان بود.
میس لمبتون که از دوستان برنارد لوئیس بود، در سال 1342 دکترین
"ولایت فقیه" را برای نخستین بار مطرح و برقراری یک "حکومت اسلامی" در ایران را پیشبینی کرده بود.
او در مقالهای مشترک با لوئیس تحت عنوان «ولی فقیه» دوازده امامی در یک حکومت اسلامی، که هم زمان با تبعید خمینی به ترکیه در سال 1342 در پژوهشهای اسلامشناسی انتشار یافت مینویسد:
"تمایل به استقرار حکومت خدا در زمین، که اگر با پافشاری نتیجه دهد بیگمان سرانجامش یک سکوت سیاسی تا «ظهور مهدی» یا «انقلاب خشونت بار» خواهد بود!"
تو خود حدیث مفصل بخوان از
این مجمل ....
جالبه که این خانم در سرنگونی رضاشاه نقش داشته.
این زن دوست صمیمی و همکار برنارد لوئیس هست که امسال مرد. برنارد لوئیس ارایه دهنده نظریه تجزیه ایران به ۵ کشور هست.
بازدن روی لینک و ترجمه متن بیشتر با((لمبتون)) آشنا شوید
https://en.wikipedia.org/wiki/Ann_Lambton.