👆ادامه ازقبل
در طول این سال‌ها برخی از همین کارمندان به او نوشتند که به دلایل کاملاً انتزاعی قراردادشان تمدید نشده یا به حالت تعلیق درآمده و جواب هرب این بود که بله! آن دلایل برای ما مهم هستند.»
▪︎ کارمندانتان را در اولویت قرار دهید و بعد سراغ مشتری بروید
هرب باور داشت که با کارمندان باید مانند مشتری برخورد کرد و وقتی فراتر از وظیفه‌شان برای کار زحمت می‌کشند از آنها تقدیر کرد. او می‌گفت: «در دانشکده کسب‌وکار می‌گفتند: مسئله اصلی این است که چه کسی اولویت دارد؟ کارمندانتان، مشتری‌هایتان یا سهامداران شرکتتان؟ مادرم به من یاد داد که همیشه اولویت اول با کارمندان است. اگر با کارمندانتان خوب رفتار کنید آنها هم با مشتری‌های شما خوب رفتار می‌کنند و این یعنی که مشتری باز هم به سراغ شما می‌آید و این موضوع سهامداران را راضی نگه می‌دارد.»
▪︎ خودتان باشید و بگذارید دیگران هم خودشان باشند
در مورد شخصیت و شیوه فردی، هرب در مورد اینکه کارمندان چگونه باید در محیط کار رفتار کنند سختگیر نبود. کارمندان ساوث‌وست تشویق می‌شدند که شیوه شخصی خودشان را داشته باشند. فلسفه هرب این بود که اگر کارمندان دلشان می‌خواهد شوخی کنند باید بتوانند این کار را بکنند. اگر می‌خواهند خلاقیت به خرج دهند باید بتوانند. اگر می‌خواهند سربه‌سر همکارانشان بگذارند باید بتوانند. او می‌گفت: «هرگز فکر نکردیم که آدم موقع ورود به محل کار باید ماسک بزند و مثل این باشد که او را از روی الگوی سربازان پیاده‌نظام ساخته‌اند. ما به آدم‌ها این مجوز را می‌دهیم که خودشان باشند.» هرب متوجه بد که روح رها برای آن نوع از خلاقیتی که مد نظر ساوث‌وست است ضرورت دارد.
▪︎قابل اعتماد باشید
هرب نوعی از اعتماد را میان خودش و کارمندانش و میان تیم مدیریتی و سندیکای کارمندان ساوث‌وست به وجود آورد که در این صنعت بی‌سابقه بود. سال ۱۹۹۵ او و تیمش با اتحادیه خلبانان یک مذاکره تاریخی کردند. توافق بر سر ثابت نگه داشتن میزان حقوق برای مدت ۵ سال در ازای واگذاری ۱۰ ساله سهام شرکت بود. خطوط هواپیمایی بسیاری به دنبال ایده ثابت نگه داشتن حقوق بودند اما این کار را به خاطر رهایی از شرایط سخت اقتصادی در دستور کار می‌گذاشتند اما این توافق زمانی صورت گرفت که ساوث‌وست در حال سوددهی بود. در یکی از جلسات هرب به خلبانان پیشنهاد داد که میزان درخواست سهامشان از شرکت را بالا ببرند. او می‌دانست که آنچه آنها مطرح کرده بودند در بلندمدت به ضررشان خواهد بود و از آنها خواست سهم بیشتری بخواهند، کاری که سایر مدیران کسب‌وکار نمی‌کنند اما او نمی‌خواست از موضعیتی که پیش آمده بود سوءاستفاده کند و قراردادی ببندد که منصفانه نیست. پس از پایان مذاکرات و حصول توافق، هرب به خلبانان گفت: «آن چیزی که برای شما خوب باشد برای من هم خوب است.» و حقوق خودش را هم ثابت کرد.
▪︎ منیت‌ها را پشت در بگذارید
تا جایی که هرب را به عنوان یک مدیر می‌شناسیم همیشه دفتری را انتخاب می‌کرد که پنجره نداشت. او باور داشت که با این کار نبردی که در سازمان‌ها بر سر گرفتن دفتر بهتر برقرار است خاتمه پیدا می‌کند. به علاوه این کار پیامی هم در خودش داشت؛ تیم مهم‌تر از فرد است. پس اتاقی که بهترین چشم‌انداز به بیرون را داشت نصیب چه کسی می‌شد؟ همه، چون در ساختمان مرکزی ساوث‌وست بهترین اتاق تبدیل شد به کافه تریا. چرا نباید بهترین اتاق و بهترین چشم‌انداز ساختمان در اختیار جایی باشد که کارمندان بیشتر از هر جای دیگر در آن دور هم جمع می‌شوند؟

Comments

Be the first to add a comment