▪️رقص[تعامل ارزشآفرین] با پیشگامان استفاده از محصولات جدید▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱
سیرک سیار نباید برای همه جذاب باشد. سیرک همراه با فیلها، زنی ریشو و
شیطان تاسمانی [سیاه، بدقیافه، درندهخو و رامناشدنی] به شهر میرود و هرکس دوست داشت برای تماشا میاید. بمحض اینکه جویندگان هیجان، خسته و کسل شوند، سیرک آنجا را ترک میکند.
مشکل از وقتی شروع میشود که سیرک بخواهد دائمی شود. وقتی که شرکت به دنبال توسعه و گسترش باشد. موقعی که بازارهای عمومی میخواهند سازمان از نوخواهان(novelty seekers)، پا را فراتر بگذارد و به تودههای مردم دسترسی پیدا کند.
ناگهان، رقص و تعاملی که قبلن جواب میداد، دیگر مشکلساز میشود.
شرکت تسلا سالها پیش، خودروی
وانت پیچیده و بحثبرانگیز خود
Cybertruck را روانهی بازار کرد. این یک اشتباه بزرگ برای یک شرکت سهامی عام بود که محبوبترین بخش بازار خودرو را به Rivian و Ford واگذار کرد. آنهم دقیقن در لحظهای که تسلا میتوانست یک کامیون برقی کسلکننده و مطمئن راهاندازی کرده، سهم قابلتوجه و دائمی از بازار را تصاحب کند. ویژگی رانندگی خودکار هوشمندِ بسیار پیشرفتهاش (Full Self-Driving :FSD) اکنون در حال فراخوانی گسترده است و اکنون نیمی از تبلیغکنندگان بزرگش در توییتر از بین رفتهاند. شرکتهای عمومی قرار نیست تودهی مردم را به پای کسانی که پیشگام در استفاده از محصولات جدید(early adopters) هستند قربانی کنند. آنها همیشه به فکر رشد افقیاند.
اگر مقیاس توسعهی شما درست باشد، تعامل ارزشآفرین(Dancing) با مخاطبان پیشگام در استفاده از محصولات جدید، یک استراتژی عالی است. اگر هزار طرفدار واقعی خود را در آغوش بگیرید، اگر کسانی را که علاقهی زیادی به شما دارند سازماندهی کنید، با آنها در ارتباط باشید، آنها را به چالش بکشید و علاقمندتر کنید، میتوانید موفق شوید.
... نه گفتن به تودهها و بازگشت به سیرک خودتان، جرأت میخواهد.
از سوی دیگر، بیشتر شرکتهای فناوری و برندهای مد، وقتی سعی میکنند معمولی باشند، آن طلسم جادویی و آن جمعیت هوادار خود را از دست میدهند. آنها خواه محصولی کسلکننده و تکراری و گنگ بسازند و خواه دوباره یک سیرک ترتیب دهند، [وقتی برای معمولیبودن تلاش کنند] محصولشان مملو از سازش و مصالحه [با خواست تودهها] است.
.