👆شکل خطرناک نابرابری
نابرابری چگونه موتور محرک اعتراض می‌شود؟

محمد صاحبی/ نویسنده و مترجم

نابرابری در اقتصاد ایران به دلیل وقوع شوک‌های اقتصادی طی یک دهه اخیر تشدید شده است. در حوزه نابرابری درآمدی، بر اساس داده‌های مرکز آمار، در سال‌های آغازین دهه 90 شمسی، نسبت درآمد 10 درصد ثروتمند جامعه به 10 درصد فقیر جامعه برابر با 5/10 بوده است. این نسبت در سال‌های انتهایی دهه 90 به حدود 14 افزایش یافته است. بررسی‌های صورت‌گرفته در اقتصاد ایران، بر این نکته تاکید دارد که شدت نابرابری در ثروت بسیار بیشتر از نابرابری درآمدی است. به گونه‌ای که نسبت ثروت 10 درصد مرفه جامعه به 10 درصد فقیر بیش از 45 برابر است. بر مبنای مطالعات اقتصاددانان، بیش از 50 درصد ثروت کشور در اختیار 10 درصد مرفه جامعه است و این سهم در اکثر سال‌های دهه 90 هجری شمسی افزایشی بوده است.( مبارزه با نابرابری/ کتاب در دست انتشار)

در بیانیه اقتصاددانان نیز آمده بود که از نظر رفاهی، سطح رفاه خانوارهای ایرانی به‌طور متوسط، طی دهه 1390، حدود 37 درصد کاهش پیدا کرده است و به‌طور خاص، 10 درصد کم‌درآمد جمعیتی کشور، با حدود 30 درصد کاهش سطح رفاه مواجه بوده است. طبقه متوسط شهری به‌عنوان نمادی از تحول‌خواهی اجتماعی، در سال 1390، بیش از 60 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌داده و در مقابل، قشر کم‌درآمد، جمعیتی حدود 11 میلیون نفر داشته است. تحولات نامطلوب دهه 1390، باعث آن شده است که جمعیت کم‌درآمد کشور به رقم هشداردهنده 23 میلیون نفر برسد که این میزان افزایشِ هشداردهنده فقط با کوچک‌تر شدن جمعیت طبقه متوسط اتفاق افتاده است.

به عقیده اقتصاددانان این تغییر بزرگ که عمدتاً مربوط به سال‌های 1396 به بعد است زمینه مساعدی را برای تنش‌های اجتماعی به وجود آورده است. به‌خصوص اینکه در شرایطی که جامعه روزبه‌روز فقیرتر می‌شود، انتشار اطلاعات مربوط به فسادهای مالی در مقیاس‌های باورنکردنی، شرایط رفاهی تعدادی از مسوولان، اقامت فرزندان برخی مسوولان در کشورهای خارجی و به‌طور مختصر، برخورداری از رانت‌های بزرگ در شرایط گستردگی فقر، به‌طور طبیعی، جامعه را عصبانی کرده و خشم آنها را آماده اشتعال می‌کند.
موضوع این است که سرمایه‌گذاری و رشد مناسب اقتصادی تا دهه 90 سرشار از فرصت‌هایی بود که هر فرد ولو فقیر جامعه می‌توانست با ادامه تحصیل یا کسب مهارت و استفاده از این فرصت‌ها، شغل مناسبی پیدا کرده و خود را از طبقه فقیر خارج کند. اما تحولات نامطلوب دهه 90 باعث شد تا فرصت‌های اقتصادی کمتری در دسترس اقشار ضعیف قرار گیرد. ناتوانی اقتصاد در ایجاد شغل و شکل‌گیری حجم زیادی از انواع انحصارهای اقتصادی و سیاسی مانند انحصار در منابع پولی و مالی، مانع دسترسی برابر به فرصت‌های اقتصادی شده و شکل خطرناکی از نابرابری را رقم زده است. به این ترتیب دوره ماندگاری در فقر افزایش یافته و امکان خروج از آن سخت‌تر شده است. خیلی از افراد تا یکی دو سال پیش از نظر درآمدی شرایط نسبتاً خوبی داشتند اما سیاستگذاری اقتصادی اشتباه و نادیده گرفتن مزایای ارتباط با بازارهای جهانی و کنار گذاشتن برجام باعث شد خیلی از این افراد به دایره فقرا افزوده شوند.
پی‌نوشت:

کتاب «مبارزه با نابرابری: بازنگری درباره نقش دولت» محصول همفکری و هم اندیشی جمع بزرگی از دانشمندان علوم اجتماعی بر روی چالش نابرابری در سطح کشورهای مختلف است. علاوه بر اولیور بلانچارد و دنی رودریک، جمع متنوعی از اندیشمندان برجسته دانشگاه های هاروارد، شیکاگو، برکلی، ام آی تی، مدرسه اقتصاد لندن، مدرسه اقتصاد پاریس، کالج لندن، و ... آنان را در نگارش این اثر یاری کرده‌اند که از جمله می توان به دارون عجم اوغلو و گریگوری منکیو اشاره کرد. این کتاب را رضا بخشی‌آنی و مجید امیدی ترجمه کرده‌اند و انتشارات روزنه آن را روانه بازار کرده است. اخیراً مسعود نیلی در قسمت ۱۵ فارکست این کتاب را به تفصیل معرفی کرده است.

#تجارت_فردا

@tejaratefarda

Comments

Be the first to add a comment