بعد در خصوص والاحضرت شهناز باز درِ مذاکره را باز کردم. رنگ شاهنشاه عزیزم تغییر کرد و حقیقتاً من متأسف شدم، ولی چه باید کرد؟ شهناز دختر ایشان است و من وظیفه دارم که به هر صورت کارش را سامانی دهم، ولی مذاکرات به جایی نرسید. در خصوص امنیت و حفظ جان شاهنشاه مدتی مذاکره کردم و اقداماتی که {تیمور}بختیار جانی می کند و خیال ترور عده ای را دارد. باز هم شاه خندیدند. عرض کردم شوخی نفرمایید، من جدی هستم باید احتیاط بیشتری کرد.

📚#خاطرات_اسدالله_علم
🖌#امیر_اسدالله_علم
جلد 1 & صفحۀ 277
تهران، کتاب سرا
ویرایش از #علینقی_عالیخانی
پنجشنبه & 1348/7/17
#هفدهم_مهر

Comments

Be the first to add a comment