⭕️ واکاوی مصاحبه محمدجواد ظریف

📌 در مصاحبه، ظریف به دفعات از مداخله «میدان» در سیاست یاد می‌کند



♦️سعید لیلاز، روزنامه‌نگار و اقتصاددان طرفدار دولت، ضبط تلویزیونی خود را با این عبارت شروع می‌کند: «تقریبا لحظه ظهر روز ششم اسفند ۱۳۹۹ در ادامه سلسله برنامه‌های تاریخ شفاهی دولت تدبیر و امید در خدمت شاید مهمترین عضو کابینه حسن روحانی، یعنی دکتر محمدجواد ظریف...». گوینده عنوان برنامه را «آنسوی دولت» معرفی و می‌گوید نمی‌تواند تصور کند کسی بیش از محمدجواد ظریف از «آن‌سوی دولت»‌ دانش و اطلاع داشته باشد و از او می‌خواهد کمی از «آنسوی دولت» که «شاید ۹۹ درصد آن را مردم هرگز نشنیده‌اند» آشکار کند. با این مقدمه، مشخص است که ظریف دست‌کم بخشی از ناگفته‌ها را خواهد گفت.

ظریف در همان ابتدای سخنانش اذعان می‌کند که در دنیای امروز نمی‌توان حرفی زد که مردم از آن مطلع نشوند. از فحوای کلام مصاحبه‌کننده مشخص است که برنامه برای پخش، ضبط می‌شود، ولی تنها چیزی که پس از آن اتفاق می‌افتد، پخش پیش از موعد فایل صوتی بخشی از آن برنامه است. ظاهرا، اصل برنامه حدود هفت ساعت است ولی مشخص نیست چرا فقط حدود سه و ساعت و نیم آن پخش شده است. بین زمان ضبط و درز فایل صوتی، حدود دو ماه فاصله وجود دارد.

در بخشی که منتشر شده است، احتمال نامزدی ظریف برای ریاست‌جمهوری مطرح می‌شود و علت لو رفتن نوار نیز می‌تواند با همین احتمال، رابطه مستقیم داشته باشد؛ یعنی کسی یا کسانی یا بخشی از حاکمیت نمی‌خواسته‌اند نام ظریف حتی به عنوان نامزد ریاست‌جمهوری آینده ایران مطرح شود و لذا با افشای محتوای بخشی از آن، امکان نامزدی ظریف را منتفی کردند. در اینجا قصد ما ارزیابی وجوه مثبت و منفی ظریف در جایگاه نامزد انتخاباتی نیست و فقط سعی کرده‌ایم چندین «ظریف» را از میان محتوای سوال و جواب برجسته کنیم و قضاوت را بر عهده خواننده بگذاریم.

ظریف مسلمان

ظریف مانند اغلب دولتمردان جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز خود را فردی با اعتقادات عمیق اسلامی معرفی می‌کند و هیچ فرصتی برای نشان دادن اعتقاد و التزام خود به اسلام را هم از دست نمی‌دهد. این را در کتاب «آقای سفیر» هم می‌توان دید که در آن مدعی است در طول دوران تحصیلش در آمریکا فقط یک‌ بار به همراه دوستان به دعوت معلم دبیرستان به خانه آن معلم رفته و یک ‌بار هم «برای نهار میهمان یکی از استادان دانشگاه» بوده است. نزد معلم دبیرستان «فقط سالاد» و در خانه استاد دانشگاه نیز «چون به فرهنگ اسلامی آشنایی داشت، مقداری پنیر» خورده است. ظاهرا وی به سایر غذاها دست نزده است چون، «ذبح شرعی نشده بودند». (آقای سفیر صفحه ۴۸).

در مصاحبه با سعید لیلاز نیز علت «علاقه‌مندی مردم» به خودش را «از لطف خدا» می‌داند و به دفعات از رابطه خوب با آیت‌الله خامنه‌ای سخن می‌گوید. با این‌همه معلوم نیست چرا به جای رفتن به نماز ظهر، «تقریبا لحظه ظهر روز ششم اسفند ۱۳۹۹» را برای ضبط مصاحبه با سعید لیلاز انتخاب کرده که خود ادعا می‌کند جزو «امت همیشه در صحنه» است!

ظریف و رهبری

نگاهی به تحصیلات و تخصص ظریف مشخص می‌کند که او علی‌الاصول با اندیشه ماکیاول در فلسفه سیاسی کاملا آشنا است و طبعا نمی‌تواند کاربُرد آن را در سیاست منکر شود. توصیف او از امور مملکتی ایران، بر «آن گونه که هستند» معطوف است و نه «آن‌گونه که باید باشند». این رهیافت، دقیقا از اندیشه ماکیاول ریشه می‌گیرد که به کارگیری اخلاقیات در سیاست را باور ندارد. ظریف از آیت‌الله خامنه‌ای انتقادی نمی‌کند یا نمی‌گوید که مداخلات قاسم سلیمانی در روابط خارجی ایران، اوضاع را بهتر یا بدتر کرده است. فقط گله می‌کند که چرا خود او در جریان امور قرار نگرفته است.

ظریف به دفعات از مداخله «میدان» در سیاست یاد می‌کند. گرچه او قاسم سلیمانی را رقیب خود نمی‌داند و در مورد نتایج کارهای سلیمانی ارزیابی دقیقی ندارد. او، از محدوده «آن‌گونه که هست» خارج نمی‌شود و پیشنهادی در مورد «آن‌گونه که باید باشد» ندارد. می‌توان گفت در مورد رهبر، ظریف حتی به ارزیابی آن‌گونه که هست هم نمی‌پردازد. به نظر می‌رسد که «رهبری»، خط قرمز ظریف است و او با یک استثنا که کمی پایین‌تر توضیح خواهیم داد، به وادی رهبر وارد نمی‌شود؛ مگر به تعریف و تمجید.

ادامه مطلب..

🖌 جلیل روشندل

Comments

Be the first to add a comment