یک تصویر و تحلیل فرامتن از وضعیت امروز و آینده جنگ
۱- چرا جنگ آغاز شد؟ پس از قیام خونین ۱۸ و ۱۹ دی ماه و اعلام صریح ترامپ مبنی بر در راه بودن کمک به معترضان، زمینه برای مداخله آمریکا در ایران فراهم شده بود اما همچنان ترامپ با توجه به شعارهای صلح طلبانهاش، هنوز مردد بود تا اینکه نتانیاهو در دیدار آخرشان قبل از جنگ، ضمن اعلام امکان سقوط نظام با ترور جمعی سران نظام و فرصت ایجاد شده برای ترورها در ۹ اسفند، عملا ترامپ را برای تغییر کم هزینه رژیم در ایران و تبدیل شدن به ریگان دوم وسوسه کرد.
۲- چرا پروژه تغییر نظام شکست خورد؟ پروژه تغییر نظام با وجود ترور بیش از ۷۰ شخصیت سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران و در راس آنها رهبر انقلاب، به دو دلیل ساده شکست خورد: الف: ناهماهنگی ترامپ و نتانیاهو برای انتخاب آلترناتیو (ترامپ قالیباف را انتخاب کرده بود واسرائیل، رضا پهلوی را) ب: عدم شناخت دقیق ترامپ از نقاط ضعف و قوت نظام جمهوری اسلامی
۳- دلایل اسرائیل برای انتخاب رضا پهلوی: اسرائیل به دنبال حل ریشهای و همیشگی تهدیدات بر علیه موجودیت خویش است و از نظر نتانیاهو تداوم نظام جمهوری اسلامی با هر شکل و توسط هر کسی (حتی اصلاحطلبترین یا تکنوکراتترین افراد) این تهدید را حفظ میکند. از سوی دیگر برآورد موساد این است که یک حس پشیمانی عمیق در جامعه از بابت ناسپاسی نسل گذشته به خدمات سلسله پهلوی وجود دارد که میتوان نمودهای آن را در اعتراضات خیابانی و شعارهای کف خیابان مشاهده کرد. از نظر اسرائیل، روی کار آمدن رضا پهلوی، به یکباره یک تهدید دائمی بزرگ را حذف و ایران را به یک پشتیبان بسیار قوی از اسرائیل تبدیل میکند و بنابراین ارزش آن را دارد که با هر هزینه انسانی و نظامی، این اتفاق بیفتد.
۴- دلایل ترامپ برای انتخاب قالیباف: از نظر آمریکا و به ویژه ترامپ، قالیباف کمهزینهترین و مطمئنترین گزینه برای رفع خطرات و تهدیدات جمهوری اسلامی بر علیه منافع آمریکا و اسرائیل از طریق پیادهسازی روش ونزوئلایی تغییر رژیم در ایران است. برداشت ترامپ این است که تغییر کامل نظام میتواند منجر به جنگ داخلی و بروز دورهای طولانی از بیثباتی در ایران شود و بنابراین بهشدت از گزینه تغییر رژیم پرهیز میکند. در عوض او اعتقاد دارد که یک تغییر ونزوئلایی و حاکم شدن قالیباف علاوه بر رساندن او به آرزوی دیرینهاش (تبدیل به منجی ایران)، به دلیل تسلط او بر هیاتهای مذهبی و نیز بخش بزرگی از بدنه نظامی کشور، میتواند بتدریج به تغییر هویت نظام جمهوری اسلامی و هضم نظام در جامعه جهانی منجر شود.
۵- اما در این سوی هم دو سیاست کاملا متفاوت برای مواجهه با تهدید ترامپ و نتانیاهو و عبور از این بحران وجود دارد. رهبر جوان، سپاه و جبهه پایداری اعتقاد دارند که باید جنگ را آنقدر گسترش داد تا با توجه به تابآوری پایین کشورهای عربی منطقه در حوزه امنیت و تابآوری پایین مردم آمریکا و اروپا در حوزه بنزین، ترامپ تسلیم خواستههای ایران به ویژه درخصوص کنترل تنگه هرمز شود. درعوض اصلاح طلبان، دولت و طیف قالیباف اعتقاد دارند که میتوان روی سادگی، بلاهت و خودشیفتگی ترامپ حساب کرد و با دادن وعدههای سرخرمن، امضای توافقات مبهم و کش دادن مذاکرات، دوره ترامپ را بدون هزینههای سنگین نظیر نابودی زیرساختها به پایان رساند. از این منظر حالا که ترامپ، وعدههای دروغین پشت پرده قالیباف را باور کرده بهترین وقت برای فروش تغییر ونزوئلایی به ترامپ و عبور سالم و امن از این بحران است.
۶- براساس تحلیلهای پیشین، پیشبینی من این است که جمهوری اسلامی با توجه به اشراف کامل بر نقاط ضعف ترامپ، دو گزینه را همزمان پیش خواهد برد: حمله های آشکار به منافع آمریکا و کشورهای عربی و وعده توافق جامع در پشت پرده تا زمان انتخابات کنگره، با این روش آنها ترامپ را برای توافق تشنه نگه میدارند و خطر حمله به زیرساختها را به تعویق میاندازند تا درست دو سه روز قبل از انتخابات کنگره صراحتا اعلام کنند که توافقی وجود ندارد و ترامپ و جمهوری خواهان را به شکست کامل در انتخابات آبان ماه بکشانند.
۷- در آن سوی ماجرا هم ترامپ با مشورتهای ونس، همچنان امیدوار به تغییر ونزوئلایی و تحقق وعدههای کاملا وسوسهانگیز پشت پردهی قالیباف خواهد ماند. لذا احتمالا محاصره ادامه خواهد یافت و برای جلوگیری از افزایش قیمت بنزین، ترامپ به همین حملات شل و سفت فعلا ادامه خواهد داد. نقطه تعادل دو طرف تا اطلاع ثانوی همین است. صد البته این وضعیت مطلوب اسرائیل هم هست. اما یک چیز می تواند این وضعیت را به هم بزند و احتمالا خواهد زد: اعتماد بیش از حد طرفین به کنترل و حسابگری طرف مقابل در حالی که آن پشت پرده و توسط بازیگران ثالث، اتفاقات عجیبی دارد می افتد.